داشتیم فال حافظ میگرفتیم از اونا که توی یه صفحه شماره داره باید دستمونو روی عددا بچرخونیم شوهر خالم بدون چرخوندن دستشو روی یه عدد گذاشت یهویی خالم بلند جلو جمع گفت اوااااا محمد چرا چیز حافظو پیچ ندادی ببین فلانی چجور چرخوند خخخخ
خخخخخخ ذرتتتت . یه بار در مورد بیمه با رییسم حرف زدم گفتم رییس سه ماه اول خودم میدم از ماه سه شما بدین خخخخخخ منظرم پول بیمه بود یه لحظه رییسم ساکت شد وقتی رفت دوستم گفت چی گفتم خخخ