پروین جون کلا که ذهن منو مشوش کردی خواهر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! آخه پس من چه کنم!!!!!!! من عاشق کار کردنم و از طرفی اینقدر درس خوندم و شاگرد اول بودم پس زرشک؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! ای خداااااااااااااااااااااااااااااااا
طناز جون خیاط شو لباس خانم صالحی بود خیلی مدلاش از اینا سختر بود خیاطش خانم شهسواری بود خیلی تر تمیز عالی دوخته بودشون برا منم یکیشونو دوخت خیلی خوب شد قیمتاشم پا تر تمیزی کاراش خوبه میخوای یه سر برو مدل رو نشونش بده ببین چی میگه مدلای شو بهاره سال 92هم چندتاشون تو نت هست بنویس شو بهاره سال 92سیرجان خودشون میان ببن دوختاش چطور بوده خواستی بری بگو تا شمارشو بهت بدم ادرس بگیری از خودش
فرزانه جون احتیاجی به مدرک ارایشگری نیست کلاس تخصصی رنگ مش هسته هر کسی دوست داره میتونه تو هر رشته ارایشگری ثبت نام کنه تخصصشو بگیره منم اول فکر میکردم باید مدرک ارایش پیرایش اولیه رو حتما داشته باشی البته من کل مدرکا ارایشگری رو دارم فقط مونده همین و اصلی ترینش چون عاشق رنگ مو هستم وقتی برا خواهرام موهاشونو رنگ میزنم خوششون میاد خودم کلی ذوق میکنم من دورهای اصلیمو میرم تهران برا رنگ مش اینجا بیشتر در حد مدرکه
مرسی فرناز جون از اطلاعات خوبت اموزشگاه سحر تو کوچه پاساژ کندو خیاطیش محشر هست حتی واسه من پالتو هم دوخته کلا 6ساله خیاطم هست من حداقل ماهی دودست لباس رو بهش میدم که بدوزه
خودم بدترین حاملگیا زایمون رو دارم الانم دیگه از کمر درد دارم میمیرم چند روز پیش میگفتم من دیگه فلج میشم ولی آخرش که 2تا رو میاریم هر چه زودتر بهتر با هم بزرگ میشن الان اختلاف سنی بچهای من 6سال نیمه خیلیه
بچه ها منم فاصله بچه هام شش ساله خیلی بده خیلی پشیمونم دخترم تو یه دنیای دیگه است پسرم تو یه دنیای دیگه عملا هر دو شون تنها هستن باور میکند دخترم میره تو اتاقش و درو میبنده و تاظهر بیرون نمیا چون خونه ما دوبلکسه فاصله اتاقها تا هال زیاده پسرم تو هال تلوزیون تماشا میکنه شاید باور نکنید ولی پسرم زنگ میزنه که من تنهام میترسم ابجی از اتاقش بیرون نمیاد و محل من نمیده فاصله کمتر باشه و مخصوصا همجنس بان خیلی خوبه با هم بازی مبکنن
خدایا:اگر نوازش تو نباشد میان دستهای زندگی مچاله میشویم...نوازشت را از ما نگیر...
بچه ها خیلی بدین!!!!!!!!!!! من اصلا فکر 2 تا بچه نبودم اما بسکه گفتن و شما گفتین یکی تنهاست دلم شور افتاد. تازه همیشه فک میکردم که اگه زمانی هم یکی دیگه بخوام بذارم این پسرم 10 ساله بشه که اون موقع بتونه کمکم بده و مادرم هم باشه. آخه میدونید من خواهر ندارم .مادرم هم خارج ایرانه و واس تولد همین یکی هم نتونست بیاد و کلی سر زایمانم و بزرگ کردن پسرم تا الان زجر کشیدم تنهایی. مامانم هم میگه یکی دیگه میخوای اما بذار 5-6 سال دیگه که بتونم بیام پیشت. من هر چی از درد تنهاییم بگم شماها هیچکدوم درک نمیکنید و نمیفهمید چه زجریه. اینجوری نگید فاصله سنیشون زیاد میشه که دلم میریزه و از طرفی هم شرایطم خیلی بده. برادر شوهرم پسرش 1 سال از پسر من کوچکتره و طبقه پایین ما هستن خب اینها با هم همبازی میشن. تو رو خدا دلداریم بدید