مثلا من خودم چند روز پیش زنگ زدم به گوشی شوهرم تا حالا نشده بود کس دیگه ای غیر از خودش جواب بده بعد گوشیش و چند دقیقه گذاشته بود توی اتاق یکی همکاراش که خیلی باهاش تعارف داشته منم همون لحظه زنگ زدم همکارشم گفت بله منم گفتم چهار دست و پات نعله ههه ههه
همکارش گفت بله ( با حالت طلبکارانه )
بعد گفت آقای مهندس کار دارن کارشون تموم شد میگم تماس بگیره
ینی اون لحظه من یخ
آبروم رفت
شوهرم اومده بود خونه میگفت نمیدونم چرا امروز آقای فلانی هی بهم نگاه میکرده نیش خند میزده ( فکر کرده بود تو لباس پوشیدن مشکل داشته )
خیلی تباهم من