2777
2789
عنوان

روزهای من

| مشاهده متن کامل بحث + 89386 بازدید | 876 پست
سلام مونا جان بنظرم مهم تر از بحث خونه وسند اینه که باید جدی باهمسرت صحبت کنی وحرفاتون و بزنید باید ...

الان واقعا برام مهم نیست اون خونه چی میشه، انقدر که غم رفتن امیر برام سنگینه، فقط این شده بهانه که بتونم هرچقدر می خوام گریه کنم و کسی کاری بهم نداشته باشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

متوجه اضطرابت نمیشم؟ نمی بینم بی قراری؟ فک می کنی من نمی دونم آرامبخش می خوری؟ مکث کرد، تکیه داد به ...

با امیر موافقم مونا جان.. اون همه دلیل حال بد تو نیست

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

این قول برای تا آخر عمر منه، تا وقتی من زنده ام،باشه؟  قبول می کنی؟ نمی دونستم چرا اینا رو می ...

اون یه چیزی میدونه.. ک من حدس میزنم و نمیگم چون احتماله.. و الکی ذهنت مشغول می، شه.. شایدم اشتباه می کنم... اما اون میخواسته با گفتن این حرفا به تو این اطمینان رو بده که هست روزی ک بهش نیاز داری 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

گفت کی می خوای بری؟ گفتم از من باشه که فردا ، ولی بذار از امیرم بپرسم ببینم فردا می تونه بیاد، انگا ...

خب دلیل اصرازت برای این سفر چی بود مونا؟ 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

گفتم دو سه روز وقت داری سفری که اصلان گفت رو بریم؟ بعد چمدونت رو جمع کنی. گفت تو کی انقدر بی رحم شد ...

وای😭

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

پنجشنبه رو اصلان موند خونه ، آخر هفته ی خانوادگی بگذرونیم،آشپزی کردیم، فیلم دیدیم، با آوا بازی کردیم ...

داده مامانشاینا🙄😵‍💫

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

تلفن هاشو جواب ندادم، فقط گفتم اون خونه رو خانوادت باید بهمون پس بدن. وسایلمو جمع کردم با آوا اومدی ...

حق داری ناراحت باشی مونا..

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

امیر برای چهار شنبه بلیط داشت، چهارشنبه صبح از فرودگاه بهم زنگ زد ، گفت کجایی؟ گفتم خونه ی مامانم ...

رفت؟ 🥺

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

خودمم خیلی ازشون بدم میاد، نمی دونم از جون زندگی من چی می خوان اصلان زنگ زده همین الان جوابشو ندادم ...

چقدر رفتار اصلان در این مورد برام بچگانه اومد

خیلی راحت از اول میتونست بهت بگه و خونه رو هم به نام خودش و یا تو میزد... نه اینجوری 

الانم اصلا قبول نکن ب نام تو باشه.. اگر قراره منتقل بشه به نان خود اصلان باشه

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

ولی کلا مردهایی که ب خانوادشون کمک میکنن رو اگه حتی کنترل هم کنی بازم ی راه دیگه پیدا میکنن و خانوا ...

بله.. حرفای امیر دقیقا نشون از چیزی داره ک میدونه و مونا نمیدونه و... 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

بهش گفتم اگر برعکس بود چی؟ گفت ببین این پول چند درصد از سرمایه ماست، تو اصلا نباید به روی خودت بیاری ...

بگو سرمایه من اعتماد و صداقته 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792