2777

رسول_ادهمی #

برای هشتگ "رسول_ادهمی" 2 مورد یافت شد.

 وسط چای خوردن،

فهمیدم دارد از دور نگاهم می کند.

با کمی مکث وانمود کردم هنوز ندیدمش...

به دوستی که کنارم نشسته بودچیزی گفتم و شانه هایم را تکان دادم ؛مثلا ما شادیم!

دروغ چرا...

آن لحظه !گردنم سعی به بی خیالی اما…صورتم کار خودش را می کرد!

پلکم مرا تند ورق می زد و پای یک خاطره از او مات می ایستاد!آن لحظه با خودم لج بودم…

لب هایم حالت خنده ولی قندِ گوشه ی دهانم !

داشت ،

گریه می کرد…





رسول_ادهمی#  





فقط الان دیدم خوشم اومد گفتم شما هم ببینید🤫

پربازدیدترین تاپیک های امروز