یه بار بادوستم جای پنجره وایستاده بودیم
دوتا پسر سوار موتور رد شدن
یکیشون داد زد
برین کلاستون شروع میشه
هر هر هر در این حد
ماهم ترسیدیم پرده رو کشیدیم😕😕😕😕😂😂😂😂
یه بارم پسرا از این شیرا ک به مدارس میدن پرت کرده بودن به شیشه کلاسمون
کثیف شده بود
تا ی مدت مدیر دنبال این بود ک چرا😂
خنک_هم_خودتی😒# 😐😐😕😕😕