از سر کار بیاد خسته وکوفته له له بعد شلوار کردی بپوشه بگه عیال بی زحمت هندونه و سینی استیل رو بیار منم درحالیکه دارم قمر رو تکون تکون میدم بخوابه میگم به من چه برو خودت بردار نمیبینی قمر یهبند گریه میکنه بعد خودش پاشه بره هندونه روبیاره و شتری قاچ کنه بخوره بعدم درحالیکهداره نم هندونه رو از سبیلای چخماقیش میگیره بگه بیا عیال بخور که بدون تو کوفتم شد
شوهر عمم استوری گذاشته دوستشو تگ کرده نوشته اجباری فالو شه. مرد حسابی من خود تو رو بخاطر اینکه یکی دو بار مُچم رو موقع سیگار کشیدن گرفتی و پیش بابام لو ندیم فالو دارمت. وگرنه انفالو که هیچی انفامیلت هم میکردم😕😂
زن ماشین و اتیش کردم کتلتا و میوه ها و بچه ها رو بردار بریم رودخونه کرج منم از شب قبلش یه عالم کتلت پخته باشم میوه و هندونه و چای و تخمه برداشته باشم واسه نسترن و نادر چند دست لباسبرداشته باشم که رفتن اب بازی لباس داشته باشن اق ابی پیکان جوانانشو روشن کنه و بریم رودخونه کرج تند تند واسه اق ابی چایی بریزم اق ابی هم تا اونجا هایده بزاره و با لنگشعرقاشو پاک کنه