2777

هوشنگ_ابتهاج #

برای هشتگ "هوشنگ_ابتهاج" 21 مورد یافت شد.


فتنه ی چشمِ تو چندان رهِ بیداد گرفت ..

که شکیبِ دل من ، دامن فریاد گرفت ..


آه از شوخیِ چشم تو ، که خونریز فلک ..

دید این شیوه ی مردم کشی و یاد گرفت ..


منم و شمع دل سوخته ، یارب مددی ..

که دگرباره شب ، آشفته شد و باد گرفت ..


شعرم از ناله ی عشاق ، غم انگیزتر است ..

داد از آن زخمه که دیگر ره بیداد گرفت ..





هوشنگ_ابتهاج#  



🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂


ما قصه ی دل ، جز به برِ یار نبردیم ؛

و ز یار شکایت ، سوی اغیار نبردیم ؛


معلوم نشد صدقِ دل و سِرّ محبت ؛

تا این سَرِ سودا زده ، بر دار نبردیم ؛


ما را چه غمِ سود و زیان است ؟ که هرگز ؛

سودای تو را ، بر سَر بازار نبردیم .......  


🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂



هوشنگ_ابتهاج#  



زین گونه ام که در غمِ غربت شکیب نیست ...

گر سر کنم شکایتِ هجران غریب نیست ...


جانم بگیر و صحبتِ جانانه ام ببخش ...

کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست ...


گم گشته ی دیارِ محبت کجا رود ...؟

نامِ حبیب هست و نشانِ حبیب نیست ...


عاشق منم ، که یار به حالم نظر نکرد ...

ای خواجه درد هست ، ولیکن طبیب نیست ...







هوشنگ_ابتهاج#  


🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺


با منِ بی‌کسِ تنها شده ،

یــارا  " تــو " بمـــان ؛



همه رفتند از ایـن خانه ،

خدا را تو بمـــان ؛


منِ بی برگِ خزان‌دیـده ،

دگـــر رفتنی‌ام ....!


تو همه بار و بری ،

تازه  بهـارا  تو بمـــان ......  


🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺



هوشنگ_ابتهاج#  

🌺🌺🌺🌺🌺

برخیز که غیر از تو ، مرا دادرسی نیست ؛
گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست ؛
🌺🌺🌺🌺🌺
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش ؛
دیدم که در آن آینه هم ، جز تو کسی نیست ؛
🌺🌺🌺🌺🌺
من در پی خویشم، به تو بر می‌خورم اما ؛
آن‌سان شده‌ام گم ، که به من دسترسی نیست ؛
🌺🌺🌺🌺🌺
آن کهنه درختم ، که تنم زخمیِ برف است ؛
حیثیتِ این باغ منم، خار و خسی نیست ؛
🌺🌺🌺🌺🌺
امروز که محتاج توام، جای تو خالی است ؛
فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست ؛
🌺🌺🌺🌺🌺
در عشق خوشا مرگ ، که این بودنِ ناب است ؛
وقتی همه‌ی بودنِ ما جز هوسی نیست.....

🌺🌺🌺🌺🌺




هوشنگ_ابتهاج#


http://mrshabanali.com/گویی-همه-خوابند،-کسی-را-به-کسی-نیست-هوش/


داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  16 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  16 ساعت پیش