راه،بی،نهایت از سایه یِ سنگین تو من کمترم آیا؟بگذار به دنبالِ تو خود را بکشانم...فاضل_نظری# برو به پست
راه،بی،نهایت بعدِ یک عمر قناعت دگر آموختهام؛عشق گنجی است که افزونیاش از انفاق است...فاضل_نظری# برو به پست
راه،بی،نهایت مَرنج از بیش و کم؛ چشم از شرابِ این و آن بردار؛که این ساقی به قدرِ تشنگی؛ پیمانه می سازد...فاضل_نظری# برو به پست
راه،بی،نهایت سبزیِ سجدہ یِ ما را بـه لبی سرخ فروخت؛عقل با عشق کنار آمدہ،میبینی ڪه...!فاضل_نظری# برو به پست
راه،بی،نهایت نتوانست فراموش کند مستی راهر که از دستِ تو یک قطره مِی ناب گرفتکی به انداختن سنگ پیاپی در آبماه را میشود از حافظه آب گرفت؟!فاضل_نظری# برو به پست
راه،بی،نهایت کسی باور نخواهد کرد اعجازِ تو را ای عشق!برایِ خودپرستان تا به کِی پیغمبر آوردن؟فاضل_نظری# برو به پست
راه،بی،نهایت انگار که یک کوه سفر کرده از این دشتاینقدر که خالی شده بعدِ از تو جهانم...!فاضل_نظری# برو به پست
راه،بی،نهایت سبزیِ سجدہ یِ ما را بـه لبی سرخ فروخت؛عقل با عشق کنار آمدہ،میبینی ڪه...!فاضل_نظری# برو به پست