به_آفرید1

عضویت : 1396/02/03
زن
درج نشده است
گفت دانایی که گرگی خیره سر هست پنهان در نهاد هر بشر/لاجرم جاریست پیکاری سترگ روز و شب مابین این انسان و گرگ/زور او چاره این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست/ای بسا انسان پر رنج و پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش/ای بسا زورآفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر/هر که با گرگش مدارا میکند خلق و خوی گرگ پیدا میکند/در جوانی جان گرگت را بگیر وای اگر این گرگ گردد با تو پیر/روز پیری گرچه باشی همچو شیر ناتوانی در مصاف گرگ پیر/آدمان گر یکدیگر را می درند گرگهاشان رهنما و رهبرند/این که انسان هست اینسان دردمند گرگ ها فرمانروایی میکنند./(کاش دست از گرگ بودن برداریم عقاید مخالف رو تحمل کنیم حتی اگه برامون محترم نیستن.به دیگران لقب گرگ ندیم خودمون هم گرگ نباشیم.چون انسان بودن قشنگتره.)
81 موضوع
پست