2777
2789
عنوان

۵ سالم بود مامانم به بابام می گفت....

| مشاهده متن کامل بحث + 1546 بازدید | 47 پست
تازه تو ذهنم دوست دختر بابام یه دختر با روسری سیاه و مانتو قهوه ای و بلند قد و جوون  و چشم ابرو ...

هنوزم باهم زندگی‌میکننن؟

هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه هدایت کرد به او اطمینان کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.

سلام دخترا میگم شما از کجا لباس زیر می‌گیرید؟ من امروز اولین سفارشم رو از سامان لعیا گرفتم تولیدی تخصصی لباس زیره. کیفیتش خیلی خوب بود، فقط دغدغه‌م هزینه ارسال بود که با کد free برام رایگان شد. تا کدش رو نبستن شما هم برید سفارش بدید.

الان بابات چیکار میکنه؟

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست

مگه دوست دختر 

دوستی که دختره نیس😐😂😂😂😂

خود را ضعیف و کم ندان💕 تنها در این عالم ندان❤             تو شاهکار خالقی💎 تحقیر را باور نکن⛔                         بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش👩‍🎨                               زیبا و زشتش پای توست تقدیر را باور نکنن⛔                 تصویر اگه زیبا نبود😔 نقاش خوبی نیستی 🙃                                  از نو دوباره رسم کن✍️ تصویر راباور نکن⛔                خالق تو را شاد آفرید🥰آزاد آزاد افرید💃💃                              پرواز کن تا آرزو 🦋زنجیر را باور نکن⛔:)

شوخی می کردن.🤣🤣

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//

من چرا وقتی میخوندم فکر میکردم قراره دارک تموم بشه احساس کردم میخوای بگی حالا دیشب به شوهرم گفتم باکی حرف میزدی 

اونم گفت با دوست دخترم.... بعدم به دخترم گفت مگه نه؟


اونم خندید گفت آره




گفت دوست داری دوست دخترمو بیا رم خونه


دخترمم ذوق مرگ شد


و من حالا مادرم رو بیش تر میفهمم

حلالم کن مادر..‌‌🤣🤣🤣🤣🤣

ای شه شطرنج فلک مات مرا برد تورا🧡
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

💔💔

الهه_گیتار | 9 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز