پنج ساله همه جوره پاش موندم و تحمل کردم کتک زد
خیانت کرد
اونم به بدترین شکل
با خانوادش زندگی کردم
بیکار بود حرفی نزدم
طلاهامو فروخت
با نداریاش ساختم
تو بارداری هوس هزارتا چی کردم و نگفتم چون نداشت
از خیلی چیزا گذشتم و گفتم درست میشه ولی روز به روز بدتر شد
الان هفته ای یه بار اگه کتک نخورم ده روز یه بار رو باید بخورم یعنی سر هر بحثی میخواد کتک بزنه سه ماه پیش ام بهم خیانت کرد دد حد المپیک یعنی بگم باورتون نمیشه دیگه خستم دارم دیونه میشم از طرفی یه پسر سه ساله دارم هر وقت تصمیم طلاق میگیرم و میگه بچه رو ازت میگیرم انگار جیگرمو از جاش در میاره
امشب بخاطر اینکه گفتم تو میری خونه بابات خب چرا منو نمیبری بزار باهم بریم صندلی رو شکوند خودشو کتک زد منم کتک زد چشمم یکم کبود شده بچم از استرس تو اتاق رو خودش دسشویی کرد
واقعا دیگه نمیتونم ادامه بدم