2777
2789

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

تو فیلمای ترسناک میگن ولی نمیپرن چرا🤧

حتما از ته قلب نمیگن😂😂😂😂

در کتاب چهار فصل زندگی،صفحه ها پشت سرِ هم میروند، هریک از این صفحه ها، یک لحظه اند، لحظه ها با شادی و غم میروند…گریه، دل را آبیاری می کند، خنده یعنی این که دل ها زنده است …زندگی، ترکیب شادی با غم است، دوست می دارم من این پیوند را گرچه میگویند: شادی بهتر است، دوست دارم گریه با لبخند را                                      قیصر امین پور♡

یه شب مامان و بابام رفته بودن بیرون منم خودم تنها 

خلاصه خونه سکوت منم مث همیشه آمده بودم تو نی نی سایت و ول میچرخیدم یهو دیدم صدا میاد از تو کمد مث اینک بزنی بهش بعد گفتم بیخیال چیزی نیست دیدم یکی از لوازم آرایشی از میز آرایشی افتاد گفتم بیخیال حتما جاش بده خلاصه دیدم هعی شدت صداها هعی بیشتر بیشتر میشه منم بیشتر میترسم رفتم بیرون تو خال دیدم صدای شکستن از اتاقم میاد ینی یه شکوی بهم وارد شد ک نزدیک بود سکته بزنم خلاصه دست و پاهام میلرزید و نمیتونستم چ گهی بخورم رفتم تو گوشی آیت الکرسی بیارم بخونم چون موقع ترس اینا بهم آرامش میداد خلاصه شارژ گوشیم ته کشید  و نزدیک بود خاموش شه ب آیه دوم نرسیده تموم شد و خاموش!

مث چی میترسیدم رفتم اتاقم گفتم ببینم چخبر شده چی شکسته 

رفتم تو اتاق دیدم چراغ خاموش روشنش ک کردم لامپ یه صدا داد ترکید حالا من تو اتاق تاریک گوشی خاموش یهو سنگینی نگاهی حس میکردم دور خودم میچرخیدم دیگ نتوستم بمونم تو اتاق خواستم برم بیرون ک در باز نمیشد عححح لعنتی!!

دیگ واقعا ب نرض سکته رفتم یهو دیدم یکی از پشتش موهام میکشه و دردش ب مغز و اسخونم رسید و از خواب بیدار شدم 

دیدم کسی خاطره نمیگ گفتم یه داستان تخیلی رو کنم خسته نباشی ک تا آخرش خوندی دوست عزیزم 

وای من چندسال پیش دیدم نزدیک بود سکته کنم.دوست ندارم به یاد بیارم.متاسفانه چند هفته پیش هم یه اتفاقی افتاد که آثار وجود جن بود.دیگه بیشتر از این نمی‌گم چون شبه  و میترسم دوباره اتفاق بیفته.خاطرات قشنگ بگید



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز