منم قرار بود با همسرم برم بازار تو شهر دیگه یعد چند هفته کلی برنامه چیدن حالا چون تو ی ساختمون هستیم خواهرش هم باهامون میخواد بیاد دوست دارم سر خودمو بکوبم به دیوار
خواهر خودم قرار بود باهام بیاد نظر بده واسم
منم کلا گفتم نمیام دیگه
الانم نمیدونم چکار کنم برم نرم
برم حوصله ندارم
نرم خواهر شوهره و مادرش براشون ی داستان میشه