2777
2789
عنوان

دعوا با مادرشوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 368 بازدید | 25 پست
عزیزدلم واقعا حق داری منم شرایط تورو دارم الکی الکی دلمو میشکنه ولی چاره ای ندارم جز مدارا، شما هفته ...

نمیدونم شاید روزی یه بار شایدم اصن یه روز نبینمشون 

تازه اگه یکی دو روز نرم خونشون سریع به شوهرم میگن میخاد خودشو جدا کنه از ما 

تو نون بنداز تو دریا...ماهی ندونه ...خداکنه میدونه ...♡
بیشتر عذاب کشیدنمون بخاطر شوهرامونه 😤 از بس به مادراشون رو میدن که هر چی از دهنش در بیاد به ما بگه& ...

تازه دیشب قبول نمیگرد ک تقصیر مامانشه اینقدر توضیح دادم و گفتم عقلانی فک کن بالخره قبول کرد 

تو نون بنداز تو دریا...ماهی ندونه ...خداکنه میدونه ...♡

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ببخشید ولی تخصیر شوهرت چرا پرنده نگه میداره اونم سن بالاس اون همه نگه داشته نمیتونه شما هم چرا گفتی ...

آره میدونم همه اینا تقصیر شوهرمه 

اما چه کنم ک به حرف منم گوش نمیده 

آخه من اون لحظه از شوهرم ناراحت بودم چرا باید بیام به مادرشوهرم تیکه بندازم تو این گیری ویری

تو نون بنداز تو دریا...ماهی ندونه ...خداکنه میدونه ...♡
معمولی رفتار  کن بابا دور برداشتن خیلی ام بخوای معذرت خواهی کنی پرو میشن اونا مقصر بودن به نظرم ...

آره دیگ زیاد بهش رو نمیدم در حد سلام و جواب عادی 

تو نون بنداز تو دریا...ماهی ندونه ...خداکنه میدونه ...♡

عزیزم شرایط زندگیت اینه فعلا باید قبول کنی خب؟ 

بپذیر که با مادرشوهرت داری زندگی میکنی و قراره یه بچه بیاد و اسایش و ارامش و روابط دوستانه لازمه زندگیته

پس سعی کن همیشه تو هر شرایطی حرف و خواستت رو خیلی منطقی و محترمانه بیان کنی نزار دعوا و دلخوری پیش بیاد شرایط رو برا خودت سختتر نکن

میبردیش پایین میگفتی مامان جون خیلی سردرد شدم اصلا نخوابیدم از سروصداش این داروشه اینجوری باید بدین اگه یه وقت خوابم برد نشد بیام شما بدین زبون بسته رو،،، بعد میام میبرمش 

شوهرتم که اومد بهش میگفتی 

واقعا چرا مراعات زن حامله رو نمیکنن 🙄🙄🙄🙄


نمیدونم شاید روزی یه بار شایدم اصن یه روز نبینمشون  تازه اگه یکی دو روز نرم خونشون سریع به شوه ...

ای خواهر ارامش تو زندگیت مفت بدست نمیاد هرچی میگن بشنو و از گوش دیگه در کن، بزا بگن انقد بگن تا خسته شن،،،، منم مث تو بودم خداشاهده خانواده شوهرمو خیلی دوس داشتم همشونو ولی اونا تا اومدم خونه خودم رفتاراشون باهام عوض شد همش دنبال حرف و حدیث بودن، منم خیلی فشار عصبی بهم وارد میشد بخاطر حرفا و کاراشون کلا خودمو جدا کردم دوری و دوستی 

تو مهمونیا میبینمشون میدونمم خیلی غیبتمو میکنن ولی اهمیت نداره عوضش اروم دارم زندگیمو میکنم

عزیزم شرایط زندگیت اینه فعلا باید قبول کنی خب؟  بپذیر که با مادرشوهرت داری زندگی میکنی و قراره ...

خب منم بردم پایین گفتم دگ گفتم خیلی سرم درد گرفت این اینجا باشه خودم میام داروشو میدم 

اونم هیچی نگفت 

تو نون بنداز تو دریا...ماهی ندونه ...خداکنه میدونه ...♡
ای خواهر ارامش تو زندگیت مفت بدست نمیاد هرچی میگن بشنو و از گوش دیگه در کن، بزا بگن انقد بگن تا خسته ...

آخه من خانواده ام شهر دورن بعد اگه یکم با اینا رفت و آمد نکنم شوهرم میگه پس خونه مامان تو هم نمیریم 

منم خب چون دورن خیلی دلم واسشون تنگ میشه میترسم یه وقت اینقدر سر شوهرمو پر کنن ک منو اصن نبره پیششون 


تو نون بنداز تو دریا...ماهی ندونه ...خداکنه میدونه ...♡
آخه من خانواده ام شهر دورن بعد اگه یکم با اینا رفت و آمد نکنم شوهرم میگه پس خونه مامان تو هم نمیریم& ...

بیخود کرده بگو سالی یبار یا ماهی یبار یا هرطور خودت میدونی خونه مامانا برین

2790
2778
2791
2779
2792