پسرهستم
دختری نزدیک محل کار خیلی شدید نگاممیکنه
ایشون خودشم تومغازه داداشش کار میکنه روبروی مغازه ما
راستش منم ازش خوشم میاد
ایشونم نگاهش رو منگاهی قفله ومن واقعا معذب میشم تاحدی که میخام از زیر نگاهش فرار کنم...
بعدچندوقت پیش یه نامه کوچیگنوشتمکه اگهمایل به آشنایی هستی منم مشتاقم واینم شمارمه
من آدم آبرومندی هستم ونیت بدی نداارم
رفتم تو مغازشون ودادم دستش واومدم بیرون
بعدرفتم تو مغازه خودمون دیدم بعد از ده دقیقه اومد بیرون کاغذو پاره پاره کرد وریتت بیرون...
بعدالانم هنوز همون نگاهاش ادامه داره..
اینجا عضو شدم تا شما که دختر وخانم هستین کمکمکنین
منظورش از نگاهاش چیه واقعا؟؟
چیکار کنم من؟