یادش بخیر…همسایه خالم اینا تازه اومده بودن شهرستان بخاطر کار شوهرش ازین شهر به اون شهر بود…خیلی خوب بود کرد بودن باهم دوست شدیم بعد میرفتیم میومدیم میرفتیم بیرون میخندیدیم صحبت میکردیم هروقت دلم میگرفت میرفتم پیشش اون دلش میگرفت بهم میگفت بیا:)) یه روز بخاطر یه نفر دوستیمون بهم ریخت…الان با اون بیشتر دوسته:*) خونهشونم عوض کردن