جای من باشی سکته میکنی چنان اون دو روز تو خاطرم موند که نگو
۲۳و۲۴آبان روز سشنبه چهارشنبه
آخرین روز (چهارشنبه)چنان از خود صبح گریه کردم ک نگو اصلا نمیتونستم اشکامو کنترل کنم و فقط زار میزدم🥺🙂
شبش هم نخوابیده بودم تا ۶صبح زیست خونده بودم اونجا سر جلسه چندتا حل کردم دیگه نفهمیدم و معلمم سرم داد زد چرا اینجوری نشستی تغلبی میکنی و فلان
آخر نشستم ب گریه از ساعت ۷تا۹ بیرون از کلاس بودم بعدم ۲/۵ شدم از ۱۰ نمره😭