برای من برمیگرده ب سه سال پیش رفته بودم جنوب خونه اقوام
کنار خونه اونا ی امامزاده هستش ک ما شب رفتیم کنار در امامزاده سلام دادیم بعد دوستم گف بیا عکس سلفی بگیریم
خلاصه ۳ نفر بودیم و جو گیر تبلت و گرفتم دستم و جلو در همچنان ک ایستاده بودیم من خواستم عکس بگیرم ک یهو احساس عجیبی بهم دست داد
وای اسی ی چی سفید دیدم اول ک متوجه قضیه نشدم ولی دوستم ک پیشنهاد داده بود برا عکس ی دفعه گف بچه ها ما چرا ۴ تاییم ینی دقیقا کنار ابجیش اون جسم سفید ایستاده بود و من قشنگ دیدمش .
ی آن جیغ زدیم دوتامون و فرار کردیم ابجیش هم با جیغ ما فرار کرد اومد پیش ما ولی متوجه نشده بود کاملا
اون اتفاق و اون چیز عجیب اصلا یادم نمیره