من کا ملا گیج شدم همکارم بعد از چند سال رفتاراش
عجیب شدن هرچی به مشاور گفتم اونا هم جوابی ندادند
که بالاخره بفهمم حرف حساب این ادم چیه
اول اینکه من هرگز به چشم مرد غریبه نگاه نمی کنم خوشم
نمیاد . ولی همکارم جدیدا وقتی من میرم پیششون از قصد میرن یه گوشه دنج و خلوت و تنها که کسی اونجا نیاد میایسته و من مجبور میشم بروم اون قسمت دفتر که نامه ها رو امضا کنن یا مثلا گزارش کارام رو بدم در صورتی تا قبل این هرگز از اینکارا نمیکرد و تو فاصله زیاد بودیم ولی الان هم منو میکشونن جای خلوت و در کمترین فاصله میخواد با من قرار بگیرن
بعد قبلا مودبانه و کاملا متشخص بود الان در حضور من رفتارهای دون شان اجتماعی ایش انجام میده کارای چیپ و جلف میکنن یا شوخی های بی مورد در حضورم با اینو اون میکنن و کلا ادای پسرای جوون رو داره در میارن
از طرفی دایم عکس خودش رو برام میفرستن که این یکی دیگه گیجم کرده مثلا میگم سپاسگزارم خدانگهدار عکسشو میفرسته یا در مورد کار سوال میکنم در جواب عکسشو میفرسته
یکبار بهش زنگ زدم برای کارای شرکت جواب نداد بعد خودش زنگ زد گوشیو خواهرم برداشت که قطع نشه بعد از م کلی سوال پرسید کلی هم عصبانی شد که گوشیم رو خواهرم برداشتن بعد از اون هم هرگز جواب تلفن هام رو نمیدن در صورتی که قبل از این اتفاق همیشه یا بلافاصله
برمیداشت یا در اولین فرصت پاسخگو بود
دلش میخواد هیچ کسی همراهم نباشه و همیشه تنها باشیم
هرگز تا حالا دوست نداشتن با خانواده من روبرو بشن حتی حال خانواده منو نمیپرسن فقط حال خودمو میخواد بدونه
همیشه ازم سوالات مختلف در موردم میپرسن سوالات در مورد زندگی شخصی ام و دوست دارن من براش حرف بزنم
اما ابدا در مورد خودش ی کلمه هم نمیگن
خیلی خسته شدید ببخشید حرف زیاده
تو رو خدای قادر و حکیم اگه چیزی از مفهوم ودلیل کاراش فهمیدید بگید دعاتون حتما میکنم