سلام عزیزم
منم همه داستانت رو خوندم خداوند پدر و همه رفتگانت رو بیامرزه.
زندگی همه بالا و پایین بسیار داره خوبی و بدی در کنار هم.
با توجه به کامنتایی که گذاشتی اینطوری برداشت کردم که بیشتر خوبیای زندگیتو به ما نشون دادی و حدس میزنم یه کارایی کردی و از یه جایی به بعد تصمیم گرفتی درست زندگی کنی و خداوند هم هواتو داشته. وقتی همسر زن پشتش باشه همه مشکلات حل میشن و خداوند همچین همسری رو نصیبت کرده. انشالله همیشه برای هم بمونید و از این به بعد همیشه شادی و خوشی در زندگیتون باشه.
اها من وقتی داستان رو میخوندم همش یه جاهایی فکر میکردم مورد آزار جنسی قرار میگیری. همش میگفتم الان این اذیتش میکنه طفل معصوم رو. سبزی فروش، خونه خواهر امیر، خونه خود امیر و … ولی در داستان تعریفی خداروشکر همچین اتفاقی نیفتاد انشالله در واقعیت هم اینطور بوده باشه. 😃😃😃
موفق وموید باشی گلم 💗💗💗