2777
2789
عنوان

داستان زندگی

| مشاهده متن کامل بحث + 77936 بازدید | 368 پست

محمد گفت همین فرهادی که عاشقشی وخامت کرده زن وبچه داره تازه اسمش فرهاد نیست اسمش حسن از اینکه تونسته بود منو خار وخفیف کنه وتوی این بازی برنده شده بود خوشحال بود من اولین بار به کسی دل بستم وبد جور شکستم بعد این خبر چقد گریه و زجه زدم صدای شکستن قلبم رو شنیدم 

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
سمیه بچه نداره؟ خدا کنه با یه مرد خوب ازدواج کنه ۳۱ سال که چیزی نیس

چرا یه پسر داره گفت ولی گذاشت پیش خونواده ی شوهرش گفت دیروز خواستم باش حرف بزنم گفته نمیخواد باهاش حرف بزنه و قط کردن پسرش ۷ سالشه

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تازه گفتم محمد دیونس داره گولم میزنه که منو فرهادو جدا کنه هی به فرهاد زنگ میزدم ولی جواب نمیداد چون محمد رفته بود پیشش و تهدیدش کرده که از سر راه من بره 

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

هی گوشی بوق میخورد اخر سر گوشی رو برداشت منم با اشک و گریه تا گوشی رو برداشت بهش گفتم فرهاد تو زن داری 😔

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

گفت اره زن دارم و قط کردم همین گفت من دیونتر شدم آدمایی مثل من که جایی توی این دنیا ندارن 😔محمد هم فک میکرد که فرهاد دیگه از سر راهم رفته ومیتونست باز بامن ادامه بده ولی من توی اون روز دو رابطه رو باهم تموم کردم وبه محمد گفتم که نمیخوامت برو گم شو

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

محمد صدامو ضبط کرده بود شروع کرد به تهدید کردن که صداتو پخش میکنم توی اون دوره مد بود😁منم خسته شده بودم گفتمش هر غلطی میخوای بکن میدونستم دست بردار نیست بخاطر همین با دوستم خدیجه اشناش کردم تا سرگرم اون بشه ودست از سرم برداره اونم زودی قبول کرد

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

توی این گیر ودار تهدیدها امیر دوست محمد وهم خدمتیش به عنوان فرشته ی نجات ظاهر میشه که ویسی که به محمد داده بودم وپاک کنه🤪 چون من سر قرار با محمد بهش زنگ زده بودن میپرسیدم کجایی نمیبنمت واینا اونم ضبط کرده میخواست صدامو به برادرم نشون بده😒

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

محمد سرگرم با دوستم بود دیگه اروم شده بود فرشته ی نجات تلاش میکرد که دلمو بدست بیاره دلم از آدما شکسته بود اونی که من میخواستمش زن داشت اونی که دیونه ی من بود (محمد )هرروز تهدید میکرد خسته بودم خیلی خسته 

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

امیر بعد ویسی که پاک کرد زنگ نزد یروز بیرون بودیم من گوشیم خراب بود به گوشی سمیه زنگ زد وگفت من با بزررگه کار دارم کار به کوچیکه ندارم 😐

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
زن اول برادرت جدا شدن یا نه 

نه جدا نشد هر کدوم الان جدا زندگی میکنن

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

منم گوشی رو دادم سمیه وسمیه یکم بعدش قط کرد و گفت که گفته بیا من ببینمت من سمیه همیشه با هم بودیم موقع قرار با امیر منم اماده شدم که باش برم اون مارو به بستنی فروشی دعوت کرده بود

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

وقتی رفتیم سمیه رو محل نمیداد فقط به من نگا میکرد منم عصبانی شدم بهش گفتم مگه با سمیه کار نداری چرا منو نگا میکنی گفت مگه کی بزرگه تو یا سمیه 😂منم بهش گفتم سمیه بزرگتر دوسال گفت ولی من تو رو میخوام سمیه رو نمیخوام😶😐

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

پسر عمه ی امیر همراهش بود بهش میگفت اینو انتخاب کن منظورش با من این خوشکتره نشنیدم بعدها امیر گفت

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون

هدف این دوستی فقط التیام دل شکستم بود نه چیز دیگر امیر هنوز خدمت بود یروز محمد بعد از مدتی باز زنگ زد وگفت خدیجه جوابش نمیده وباید زود گوشی رو ببرم براش تهدید میکرد منم از ترس ظهر توی افتاب سوزان بدوبدو گوشی رو برای خدیجه بردم😒

https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دندان

dony12345778 | 3 دقیقه پیش
2834
2835
2108