در واقع اوشو طرفدار يک نوع زندگي آزاد و بدون تعهد است و اين را دليل شهامت مي داند .
رابطه داشتن و در عين حال مستقل بودن اين همان شهامت است. (اوشو، آفتاب در سايه، ص 140)
اوشو مي گويد اگر ازدواجي نباشد ديگر مشکل و درگيري نيز نخواهد بود. و اينگونه مثال مي زند که؛ آيا شما يک شتر زن ذليل ديده ايد و براي پايان دادن به مشکلات و درگيري ها، بايد ازدواج برداشته شود. و اين روش پاک کردن صورت مسأله به جاي حل کردن آن است.
او معتقد است که در باب مسائل زناشويي همه انسانها بايد مانند حيوانات زندگي کنند و محدوديتي در باب روابط جنسي نداشته باشند.
اما سوالي که مطرح است اين است که آيا ارتباط جنسي در بين حيوانات آزاد است، به بيان ديگر ؛ هر حيواني مي تواند آزادانه با هم نوع خود روابط جنسي داشته باشد و يا اين که اين آزادي مطلقي که اوشو از آن صحبت مي کند، حتي در ميان حيوانات هم وجود ندارد و تصور مي شود با اين حرف اوشو مي خواهد انسانها را به مقامي پست تر از حيوانات بکشاند. آن هم انساني که بالاترين مخلوق خداوند بوده و خداوند او را بر تمام حيوانات برتري داده به واسطه فکر و فهمي که به او ارزاني داشته است.