2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کارمنده ی اداره بود

منم ارباب رجوع

وقتی اومد خواستگاری ام اصلا نمیشناختمش

بعد بهم گفت فلان روز اومدی اداره امون ... یادش افتادم ته دلم غنج رفت...

ولی حیف ک زندگی امون سرانجام نداشت...

نفس میگوید: وقتی همه چیز درست بشود، به آرامش میرسم. روح میگوید: به آرامش برس، همه چیز درست می‌شود!!!

توی فضای مجازی برنامه چتی بیتالک😂😂😂😂اولین بار توی خونمون همو دیدیم.بهش گفتم اگر واقعا قصدت ازدواجه و میخوای منو ببینی بیا خونمون.در حضور پدرو مادرم منو ببین من اهل قرارمرار نیستم.و در کمال ناباوری اومد خونمون.و بعدها گفت عاشق ابن حرفت شدم که گفتی اولین دیدار توی خونمون باشه😂😂😂😂آخ یادش بخیر.چقد زود گذشت🥲😥

کاربر جدید نیستم😏😏😏😏😏😏

فامیلیم 

از بچگی هم میشناختم اما توجع ای نداشتم بش

وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)                                              هیتلرم خوبه ها، اما من عاشق با پنیه سربریدنای چرچیلم                                                                                                                 

تو کوه 😁 اکیپ کوهنوردی بودیم بعدش کافه خودش ، اونجا ازش خوشم اومد

من ۳۱ سالمه و مجرد 

اکیپ کوهنوردی شهرمون رو از کجا پیدا کنم ؟.

دوست دارم خودم انتخاب کنم 

لطفا درخواست دوستی ندید 🙏

از آشناهاي دوستم بود ما هم ميخواستيم بريم خونه عموم(با اين عموم زياد رفت و آمد نداريم شايد سالي يكبار بريم خونشون) با دوستم بوديم كه ما رو ديد اصرار كرد كه برسونمتون ما رو رسوند خونه عموم ، همونجا بود كه چشم تو چشم شديم، جالبش اينجاست كه خيلي اتفاقي تو همون محله و همون كوچه يعني جايي كه همو ديديم خونه خريديم و الان خونمون اونجاست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

عکس کمک

m13الی | 14 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز