دوستت دارم دانم که تویی دشمن جانم/از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
مست روزی هستم ای جانان که بر دامت شوم/در کنارت می بنوشم مست از کامت شوم
یک دمی بر پنجره دیده خیابان داشته ام/لای انگشتان خود سیگار مهمان داشته ام
با پکی دودی غلیظ از حنجره تا عمق جان/لذتی اندک اندک همپای قلیان داشته ام
از کوچه زیبای تو امروز گذشتم/دیدم که همان عاشق معشوقه پرستم
نیست در لوح دلم جز الف قامت یار چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
نفرین به اشعار منو نفرین به چشمانت/کین گونه در غارتگری استاد هستند
دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست/من به تو جان میسپارم دل که قابلدار نیست
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟/ابری در بیابان بر تشنه ای ببارد
مگر چشم مجنون به ابر اندر است؟/که لیلی رنگ رخسار گرفت
بازم هستا ولی فکر کنم بس است دیگر😬😁✌🏻🌹