2777
2789
اره چون فعالیت داشتم  دومی زایمان زود رس گرفتم ۳۳هفته بدنیا اومد

منم فعالیت داشتم ولی خیلی طولانی بود از صبح ساعت ۹بستری شدم ۱۲شب به دنیا آمد

مردم تو خاکسپاریت اگه بارون بیاد شرکت نمیکنن یه وقت لباسو موهاشون خیس نشه! بعد تو نگران حرف این مردمی! بیخیال بابا! زندگی کن..

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

منم کم خونی شدید دارم از همین میترسم

بین این قدر خونریزی اتفاق نادری هستش برای همه نمیفته انشالا برای شما نیفته به همین شب عزیز راحت زایمان کنی من سررحمم بالا بود بچه گیر کرده بود استرس خفه شدن داشتیم من کلا از یک طرف بیهوش دکترم چهار ساعت صندلی گذاشت بالای سرم نشسته بود من تازه خیلی صبورم اصلا اهل جیغ وداد نیستم فقط گریه میکردم لباس هامو بدین من برم  

مردم تو خاکسپاریت اگه بارون بیاد شرکت نمیکنن یه وقت لباسو موهاشون خیس نشه! بعد تو نگران حرف این مردمی! بیخیال بابا! زندگی کن..
منم فعالیت داشتم ولی خیلی طولانی بود از صبح ساعت ۹بستری شدم ۱۲شب به دنیا آمد

الهی چه سختی کشیدی 

ب بدنم بستگی داره 

من کلا زایمانام راحت بودن ولی از بخیه ها حالم خراب شد 

           وزن اولیه ۶۵   وزن فعلی ۶۰.  وزن هدف ۵۸
بین این قدر خونریزی اتفاق نادری هستش برای همه نمیفته انشالا برای شما نیفته به همین شب عزیز راحت زایم ...

ممنون عزیز،الهی وای هر کی جای تو بود همینو میگفت🥲خدایی دوبرابر سختی کشیدی

الهی چه سختی کشیدی  ب بدنم بستگی داره  من کلا زایمانام راحت بودن ولی از بخیه ها حالم خرا ...

من آره چون با آمپول فشار بود.واینکه من ویتامین خارجی می‌خوردم گفتن بعداً بدن و مقاوم می‌کنه زایمان سخت میشه ودکتذم دوبار آمپول زده بود برای جلوگیری از زایمان زودرس...آره منم ده تا بخیه خوردم تا ده روز یک ثانیه نتونستم بشینم چه بسا که شب دوم. اینقدر خندیدم یک بخیه باز شد بااونم جدا داستان داشتم

مردم تو خاکسپاریت اگه بارون بیاد شرکت نمیکنن یه وقت لباسو موهاشون خیس نشه! بعد تو نگران حرف این مردمی! بیخیال بابا! زندگی کن..
ممنون عزیز،الهی وای هر کی جای تو بود همینو میگفت🥲خدایی دوبرابر سختی کشیدی

قوربونت بشم من کلا هم بد حاملم هم بد زایمان هم کوچیک بود اذیت میکرد   

مردم تو خاکسپاریت اگه بارون بیاد شرکت نمیکنن یه وقت لباسو موهاشون خیس نشه! بعد تو نگران حرف این مردمی! بیخیال بابا! زندگی کن..
من آره چون با آمپول فشار بود.واینکه من ویتامین خارجی می‌خوردم گفتن بعداً بدن و مقاوم می‌کنه زایمان س ...

منم امپل زیاد زدم ولی بازم زایمان زود رس گرفتم 

۶دردم شروع شد تا رفتم بیمارستان رو تخت خوابیدم گفت ده سانت فولی دیگه شیش و نیم بدنیا اومد 

سر زایمان دومم بد بخیه زده بود با فاصله زیاد همه باز شدن ماه پیش دیگه کلا جراحی زیبایی کردم 

           وزن اولیه ۶۵   وزن فعلی ۶۰.  وزن هدف ۵۸
منم امپل زیاد زدم ولی بازم زایمان زود رس گرفتم  ۶دردم شروع شد تا رفتم بیمارستان رو تخت خوابیدم ...

چه زود خوبه که زود زایمان کنی من اینقدر دیر بود که مامانم دم در گریه میکرده بچم وکشتن  اووو خوبه دیگه یک عمل زیبایی چی ازین بهتر

مردم تو خاکسپاریت اگه بارون بیاد شرکت نمیکنن یه وقت لباسو موهاشون خیس نشه! بعد تو نگران حرف این مردمی! بیخیال بابا! زندگی کن..
🥲😥

بقیه میگن بچه بیار میگم هروی فکر میکنم نمیتونم کل اونا رو دوباره پشت سر بزارم  

مردم تو خاکسپاریت اگه بارون بیاد شرکت نمیکنن یه وقت لباسو موهاشون خیس نشه! بعد تو نگران حرف این مردمی! بیخیال بابا! زندگی کن..

من یچیزی بگم اما حمله نکنید بهم  تجربمه خب....من تا یک روز مونده ب زایمانم میخواستم طبیعی باشه چندنفری ک طبیعی بودن میگفتن ی روز بعدش سر پا شدیم اما روزی ک قصد کردم برم زایشگاه۳۹هفتم بود......دیدم یکی داره طبیعی میزاد و با تیغ برشش میدن و اونم جیغ میزنه ک طبیعی نمیخوام و ببریدم سزارین و یه شبو ی روزم درد کشیده بود و نمیذاشتن بره چون خانومای تازه وارد باید کار یاد میگرفتن.....شوهر و خواهر خانومم دم در داد و بیداد ک اقا ااصن منتقلش کنید و نمیذاشتن ک.....منم همونجا ی دکتر زنان دیدم مادرم باهام بود گفتم برو بهش بگو هرچی‌ پول بخوای بهت میدم فقط سزارینم کن و دلیلشم بزن پارگی فتخ(داشتم اما میشد طبیعی بیارم)دکترم قبول کردو رفتم سز دو سه روز درد داشتم چون میترسیدم تکون بخورم با بخیه هام(ادم لوسی هستم)اما خدا شاهده از روز پنجم کمربندکشی رو بستم رو شکمم و سرپا شدمو روز دهمم ک بخیه هامو کشیدم کمربندمو تا یکی دوماه گذاشتم رو شکمم بمونه تا کاملا از بین بره(الان ببینی فکرشم نمیکنی)خیلیم خوشحال از اینکه سزارین شدمو....بعدش ب اونا ک گفتن طبیعی گفتم چرا گفتید....یکیشون گف باید زیبایی کنم بعد طبیعی یکیشونم گف افتادگی مثانه گرفتمو اون یکیم گف پول نداشتم وگرنه سز میکردم خلاصههههه تمام بدیاشو رو کردن وبماند چ رفتار بیشعورانه ای با زائوها میکردن دخترایی ک بالای۲۰سالم نبودن  بعدش هزاااربار شکر کردم ک نرفتم طبیعی و مادرم ب راهم اورد(ببخشید طولانی شد گفتم شاید مفید باشه)

من یچیزی بگم اما حمله نکنید بهم  تجربمه خب....من تا یک روز مونده ب زایمانم میخواستم طبیعی باشه ...

خیلی ممنون عزیز از اینکه تجربتو گفتی ،منم از همینا میترسم جون برای زایمان طبیعی زیاد رسیدگی وتوجه نمیکنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز