فقط فکر خودش بود بره سرکار بیاد کلاس های مختلف این بچه هم مادربزرگ و زن عمو حمام می بردن مرتب میکردن غذا میدادن بچه انقدر این زن عمو رو دوست داشته که میاد به زن عمو میگه پسر عمه اینکارو باهاش کرده....
از قضا اونزن عمو هم طلاق میگیره دیگه نمیدونم چی شد