نه بابا این چه حرفیه بزار تو خونه بازی کنه آزاد باشه عزیزم
یه خانومی بهیار بود با مادر شوهرش زندگی میکرد خونه خواهر شوهرش هم نزدیک اونا بود این خانوم بهیار یا سرکار بود یا میرفت کلاسهای مختلف دوتا هم بچه داشت دختر دوازده سیزده ساله و پسر سه چهار ساله
این بچه ها هم همیشه پیش مادربزرگ و عمه بودن عمه هم یک پسر ۱۴,۱۵ ساله داشت پسر کوچیکه چندبار میره خونه عمه و پسر عمه وقتی تنها بودن به این بچه چهار ساله تجاوز میکنه
واااای ....بخدا مو به تنم سیخ شد ...اخه چقددد بی فکر ......چرا ؟؟؟😔😔😔😔😔😔 بخدا فک کنم الانم ک ب ...
فقط فکر خودش بود بره سرکار بیاد کلاس های مختلف این بچه هم مادربزرگ و زن عمو حمام می بردن مرتب میکردن غذا میدادن بچه انقدر این زن عمو رو دوست داشته که میاد به زن عمو میگه پسر عمه اینکارو باهاش کرده....
از قضا اونزن عمو هم طلاق میگیره دیگه نمیدونم چی شد