مامانم یه خواهر داشته که وقتی ۲ سالش بوده مریض میشه مامانش هم اونو میبره شهر دکتر ،مامان بزرگمم فکر میکنه این خوب بشو نیست ،تو شهر یه خانمه مرفح بودن بهش میگه بچتو بده به من خوبش میکنم ،واسه خودم باشه ،مامان بزرگمم که پوله دکترو اینا رو نداشته میده به اون خانمه ،دیگه از بچه خبری نشده ،اگه الان بود حدود ۳۲ سالش بوده ،اسمشم سهیلا بوده ،۲ تا خاله دیگه هم دارم ،ولی کاش اونم بود ،این خاله هام پیرن ،کاش میشد پیداش میکردیم😑
هیچوقت سراغ اون بچه نرفتن ببینن خوب شده یا نه؟ مگه میشه انقدر بی اهمیت باشه😐😐
اون موقع فراوانی بچه بوده یکی کم و زیاد میشده برلشون فرقی نداشته😐
مادر بزرگ من ۵تا از بچه هاش تا قبل از ۵سالگی مردن... فکر کن یکیشون نوزاد بوده آجر افتاده رو سرش مرده... فقط خاکش کردن و تمام... حالا اگه الان بود...مراسم سالگردم هرسال براش میگرفتن...