من یه رفیق داشتم عالم آدم میشناختنش به اسمش قسم میخوردن بلاگر بود کلی طرفدار....هفته پیش چهلمش بود ا ...
عزیزم یک چیزی بهت بگم
آدم وقتی میمیره ، حتی اسمت رو هم ازت میگیرن
اسمی نداری ، (دور از جون جمع ) به ما میگن جنازه یا میت.
این خیلی خوبه که به فکر مرگ باشیم
حداقل روی کارهامون بیشتر نظارت میکنیم
هر حادثه ای که در اجتماع اتفاق میفته ، همه ی ما زنجیر وار بهم ربط داریم. یکی اثرش رو زود میزاره یکی دیرتر .شمایی که انگشت اتهام رو میگیری سمت کسی ، سه تا انگشتت به طرف خودته. ❤️❤️❤️من زنم ، مولا علی من را ریحانه خطاب کرده، من مادرم ، من نور خانه ام ، هر بار شیری که به نوزادم میدهم ، مثل آزاد کردن یک بنده است ، یک لیوان آبی که دست همسرم میدم برتر از یکسال نماز شب و روزه گرفتن است ، موقعی که دیگ غذا را میشورم خداوند هم گناهان من را میشوید، هر بار به موی فرزندانم شانه بزنم خداوند به ازاء هر مو حسنه ای میدهد و گناهی را پاک میکند (احادیث ائمه س ) خانه مقدس است ، خانواده مقدس است. خانه ی من حریم پاک خداوند است. سخنرانی شهید سلیمانی در مقر توپخانه جبهه مقاومت در سوریه : ما بعد از اینکه میگوییم مدافعان حرم ، فکر میکنیم مدافعان حرم خلاصه است فقط در این دو حرم مقدس عزیز سیده رقیه و سیده زینب . کل جمهوری اسلامی حرم است . وجوبش کمتر از حرم سیدالشهدا نیست ، کل جمهوری اسلامی. گستردگی این حرم بیش از گستردگی حرم حضرت زینب سلام الله علیهم است.
من یه رفیق داشتم عالم آدم میشناختنش به اسمش قسم میخوردن بلاگر بود کلی طرفدار....هفته پیش چهلمش بود ا ...
آره جریان زندگی همه رو از یاد هم می بره مادری خدای نکرده بچه اش فوت کنه بازم زندگی براش جریان داره و عادت می کنه چه برسه بقیه تا بوده همین بوده
❤می خواستم زن زندگی ات باشم...زنی که پیش بند ببندد،،سیب زمینی ها را سرخ کند...زنی که فقط دستش در خانه ی تو بسوزد...و لک عادت ماهیانه اش بر ملافه های خانه ی تو بیفتد...می خواستم زن زندگی ات باشم...زنی که لنگه ی گوشواره اش را در خانه ی تو گم می کند...و صبح های زود،،بوی لاک قرمزش،،در اتاق خواب تو بپیچد...می خواستم زنی باشم که اکثر مریضی های عمرش،،صدقه سر زن بودن در خانه ی تو باشد...با این که خسته است برایت چای دم کند...وقتی بلیز بی آستین می پوشد حواسش باشد که پرده های خانه ات افتاده باشد...می خواستم سرم را با تو روی یک بالش بگذارم و دو تایی با هم بخزیم زیر یک پتوی مشترک...من با تک تک سلول هایم می خواستم زن زندگی ات باشم!!❤من لحظه به لحظه با تو عاشقانه در خیالم زندگی کرده ام گله ای نیست بعضی وقتا خیال بهتر از حقیقته 😞😞و اما خدایا باهات حرفا دارم نمی دونم کجای عدالته که صاحب جسم زن یه مرد باشه یه بار پدر ،،یه بار برادر،،یه بار شوهر و....خدایا مگه نگفتی بین زن و مرد فرقی نیست؟؟پس کوووو عدالتت؟؟قبولت دارما اما با منطقم جور در نمیاد که یه مرد به اسم غیرت و ناموس پرستی صاحب جسمم باشه برای محرم شدن با مرد دیگه ای از یه مرد اجازه بگیرم ....چرا نگفتی هر انسانی صاحب جسم و روح خودشه و باید خودش پاک بمونه و کسی حق نداره مالکش باشه خدایا چرااااااااااااا؟؟تو که عادلی تو که عدل داری چرا آخه؟؟چرا تو همه چیز بین زن و مرد فرق هست چرا مرد خیانت کنه لایق ببخشه زن خیانت کنه لایق مردن؟؟چرا آخه؟؟یا تو عادل نیستی یا بنده هات!!😔😔خدایا بیا برای یک بارم که شده عادلانه معامله کنیم من به یکتایی تو ایمان دارم اما با منطقم زندگی می کنم تو قواعد من بین زن و مرد فرقی نیست هر چی برای زن بده برای مرد هم بده و هر چی برای مرد خوبه برای زن هم خوبه ....اگر اینان مسلمانند یا رب کافرم گردان؛گر من کافرم از مسلک ایشان برم گردان!!
زنای بدبخت همیشه تحقیر شدن جالبه میگن ظلم پایدار نیس ولی پایداره خوبم پایداره
دقیقا!!من که تو این دنیا عدالتی ندیدم😞😞
❤می خواستم زن زندگی ات باشم...زنی که پیش بند ببندد،،سیب زمینی ها را سرخ کند...زنی که فقط دستش در خانه ی تو بسوزد...و لک عادت ماهیانه اش بر ملافه های خانه ی تو بیفتد...می خواستم زن زندگی ات باشم...زنی که لنگه ی گوشواره اش را در خانه ی تو گم می کند...و صبح های زود،،بوی لاک قرمزش،،در اتاق خواب تو بپیچد...می خواستم زنی باشم که اکثر مریضی های عمرش،،صدقه سر زن بودن در خانه ی تو باشد...با این که خسته است برایت چای دم کند...وقتی بلیز بی آستین می پوشد حواسش باشد که پرده های خانه ات افتاده باشد...می خواستم سرم را با تو روی یک بالش بگذارم و دو تایی با هم بخزیم زیر یک پتوی مشترک...من با تک تک سلول هایم می خواستم زن زندگی ات باشم!!❤من لحظه به لحظه با تو عاشقانه در خیالم زندگی کرده ام گله ای نیست بعضی وقتا خیال بهتر از حقیقته 😞😞و اما خدایا باهات حرفا دارم نمی دونم کجای عدالته که صاحب جسم زن یه مرد باشه یه بار پدر ،،یه بار برادر،،یه بار شوهر و....خدایا مگه نگفتی بین زن و مرد فرقی نیست؟؟پس کوووو عدالتت؟؟قبولت دارما اما با منطقم جور در نمیاد که یه مرد به اسم غیرت و ناموس پرستی صاحب جسمم باشه برای محرم شدن با مرد دیگه ای از یه مرد اجازه بگیرم ....چرا نگفتی هر انسانی صاحب جسم و روح خودشه و باید خودش پاک بمونه و کسی حق نداره مالکش باشه خدایا چرااااااااااااا؟؟تو که عادلی تو که عدل داری چرا آخه؟؟چرا تو همه چیز بین زن و مرد فرق هست چرا مرد خیانت کنه لایق ببخشه زن خیانت کنه لایق مردن؟؟چرا آخه؟؟یا تو عادل نیستی یا بنده هات!!😔😔خدایا بیا برای یک بارم که شده عادلانه معامله کنیم من به یکتایی تو ایمان دارم اما با منطقم زندگی می کنم تو قواعد من بین زن و مرد فرقی نیست هر چی برای زن بده برای مرد هم بده و هر چی برای مرد خوبه برای زن هم خوبه ....اگر اینان مسلمانند یا رب کافرم گردان؛گر من کافرم از مسلک ایشان برم گردان!!
عزیزم یک چیزی بهت بگم آدم وقتی میمیره ، حتی اسمت رو هم ازت میگیرن اسمی نداری ، (دور از ...
اره عزیزم اومدیم که بریم ینی یک روز نیس به مرگ فکر نکنم
اما یه عده نمیدونن حقمون خوردن خونمون رو آزمون گرفتن آخرش چی؟تو لین دنیا جواب ندادن هنوز امیدوارم دنیای بعدی باشه مجازات بشن با اینکه میدونن تهش خاکه بقول شما اسمش هم برای خودش نیس اما این انسان ....چی بگم خدا چه صبری داره
ادم بدبخت همیشه بدبخت چه تو دنیا اینجا چه تو بهشت چه تو جهنم البته اگ ب برزخ اعتقاد داشته باشی بحثش ...
انصافا زندگی هم قشنگه اما ن بر آدمایی عین من بعضی روزا میبینی همه جی خوب پیش میره خدایی زندگی قشنگه اما آدما نمیزارن بخت بدت نمیزاره وگرنه یبار بود زندگی کردن سهم ما شد فقط زنده موندن...