اولش که انبار پدربزرگم آتیش گرفت و نابود شد همه سرمایش ازبین رفت...
زندگیشون پر از فقر و بدبختی شد
عمه جوونم تو آتیش سوخت و عموی جوونم به قتل رسید
یکی دیگه از عموهام دیوانه شد و یکی دیگشون مریضی عجیبی گرفت که دکترا از درمانش عاجزن
مادربزرگم از دنیا رفت به فاصله کمی بعد از بچه هاشو ...
خلاصه به خاک سیاه نشستن همه
و هنوزم ادامه داره