2777
2789
عنوان

*****جذب گروهی*****

| مشاهده متن کامل بحث + 89277 بازدید | 6783 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چندتا راه داره عزیزم

اول این که هر وقت به ذهنت رسید خودتو مجبور کن به یه چیزی که دوس داری یا صحنه ای که خوشت میاد فکر کنی منظورم فقط یه صحنه خاصه هر وقت چیزی که دوست نداری اومد جلوی چشمت به اون یه صحنه فکر کن به مرور ذهنت شرطی میشه

راه دیگش اینه که تا اون لحظه یادت اومد یه صلوات بفرست یا یه سوره کوچیک قرآن بخون

راه دیگش اینه اگر چیزی هست که تو اون صحنه اذیتت میکنه بشین کامل بهش فکر کن اون آدما و چیزایی که ناراحتت کرده ببخش منظورم اینه یه جوری تو ذهنت برای خودت حلش کن

راه دیگشم عبارت تاکیدی هستش که برات میزارم
من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
آره عزیزم فقط شما این طوری نیستی همه براشون ببخشش سخته به خودت زمان بده به مرور هم میبخشی هم این صحنه ها تو ذهنت کم رنگ میشه فقط سعی کن آروم باشی . مثبت فکر کنی ناراحتی برای همه هست نمیگم ناراحت نباش حتی اگر دلت گرفت گریه کن ولی محکم باش و سعی کن به مرور افکار مثبت جایگزین کنی
من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
بهار جون اصلا عجله نکن این چیزی نیست که براش زمان بزاری به جای این که به این ناراحتیت فکر کنی به حست فکر کن برو بیرون هوا هم که خیلی خوبه اتفاقا الان وقت خوبیه برای این که انرژی مثبت داشته باشی
من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
قانون جذب (جاذبه)

قانون جذب به ما می گوید که در زندگی به همان چیزهایی می رسیم که بر روی آنها تمرکز می کنیم و به آن انرژی می دهیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم به هر چیزی که فکر کنیم در زندگی برایمان متجلی خواهد شد.

به عبارت دیگر بر روی هر چیزی که تمرکز کنیم آن را به زندگیمان فرا خوانده ایم.

بیشتر افراد زمانیکه در مورد قانون جذب مطالبی می شنوند شگفت زده می شوند. آنها تصور می کنند که ایجاد حقیقی چیزهایی که در ذهن مجسم می کنند، کار عجیبی است . "من می توانم هر کسی که می خواهم باشم، می توانم هر کاری که می خواهم انجام دهم، و به هر چیزی که می خواهم برسم" واقعاً فوق العاده است. من آمال و آرزوهای زیادی دارم و تنها کاری که باید انجام دهم این است که با فکر کردن به آنها از هستی بخواهم که آنها را دراختیار من بگذارد.

هفته ها می گذرد و فرد به چیزهایی که خواسته نمی رسد. از خود می پرسد پس چرا آرزوهایم برآورده نشدند؟ من آنها را در ذهن خود به تصویر کشیدم، پس چرا به آنها نرسیدم؟

این قانون جذب چه اشکالی پیدا کرده، من آرزوهایم را گفتم ولی عملی شدن آنها را نمی بینم؛ آیا آرزوهایم زیاد بودند و یا من نتوانستم آنها را به خوبی سفارش دهم؟

اگر ما یک بار دیگر با دقت بیشتری معنای قانون جذب را بخوانیم می بینیم که ما هر چیزی را که به آن توجه کرده و بر روی آن تمرکز کنیم به زندگی مان وارد می شود، چه بخواهیم و چه نخواهیم!

بنابراین چرا بیاییم و توجه و انرژی مان را صرف فکر کردن به چیزهایی کنیم که نمی خواهیم در زندگی مان وجود داشته باشند؟ این کار بی معنایی است.

اما در دنیای واقعی این اتفاق می افتد و همه ی ما به چنین مسائلی فکر می کنیم. به همین دلیل است که بعضی وقت ها در زندگی خود با مشکل مواجه می شویم.

زمانی که به دلیل و نتیجه ی کارها نگاه می کنیم، متوجه می شویم که دلیل همان فکر ماست و نتیجه واقعیت زندگی است.

به عنوا مثال فرض کنید در حال حاضر مقروض هستید. شما به شدت تمایل دارید که پولدار شده و تمام بدهی هایتان را پرداخت نمایید؛ اما بیش از هر چیز احساس بدبختی می کنید و به عدم رضایت خود از زندگی فکر می کنید. شاید بدانید که چه چیزی می خواهید و بدانید که باید چه چیزهایی را تغییر دهید، اما همه ی انرژی و توجهتان بر روی جمع کردن پول، کمتر خرج کردن و کاهش صورتحساب ها صرف می شود!!! تمام انرژی شما بر روی قرض هایتان منعکس می شود و نمی توانید توجه کافی بر روی چیزهایی که می خواهید داشته باشید. به همین دلیل نمی توانید سفارش های خود را از عالم هستی به درستی بخواهید.

ما انسان ها گرایش داریم که از ابتدا در نتیجه ی کارهایی که انجام می دهیم زندگی کنیم. ما معمولاً اثر و نتیجه ی تمام تجربیاتی که در زندگی بدست می آوریم را با خود به دوش می کشیم. به همین دلیل زمانی که انرژی خود را صرف نتیجه می کنیم، قانون جذب هم برای ما همان چیزی را به ارمغان می آورد که در ذهنمان می گذشته، درست مانند یک چرخه ی علت و معلولی حقیقی.

به عنوان مثال فردی را تصور کنید که مدام در مورد بیماری صحبت می کند. این امر اصلاً اتفاقی نخواهد بود که او نسبت به دیگران بیشتر مریض شود. همین مطلب در مورد کسانی که در روابط ناموفق گرفتار می شوند نیز تعمیم پیدا می کند. آنقدر به عدم موفقیت خود فکر می کنند که مدام روابط ناموفق بیشتری در زندگی شان اتفاق می افتد و مجبور می شوند که یکی پس از دیگری به روابط آزار دهنده ی خود پایان دهند.

از سوی دیگر می توان گفت که یک فرد موفق نیز شرایط مشابهی را دارد. او با دید مثبت به جامعه نگاه می کند، از نعمت هایی که در زندگی دارد بهرمند می شود، با شور و اشتیاق زیاد به زندگی ادامه می دهد و هر روز چنین تجربه هایی را در زندگی خود تکرار کرده و شادی و رضایت بیشتری را به زندگی خود دعوت می کند.

این بدان معنا نیست که افراد موفق در استفاده از قانون جذب خوب عمل می کنند و مردم ناموفق در استفاده از قانون جذب ناتوان هستند. هر انسانی که بتواند فکر کند، خودبه خود این قابلیت را پیدا می کند که از این قانون به نفع خود بهره ببرد و نباید فراموش کرد که همه به طور مساوی از این قابلیت بهرمند هستند. تنها چیزی که سبب ایجاد تفاوت می شود این است که برخی به درستی از جذب استفاده نمی کنند؛ تنها کاری که باید انجام دهیم این است که یاد بگیریم چگونه می توانیم از قانون جذب به نحوی بهره ببریم که واقعیت های شیرین تری را به زندگی مان بیاورد.

برای تغییر شرایط فعلی می بایست دایره ی فکری خود را تغییر دهیم. برای رسیدن به موفقیت باید نهال موفقیت را در ذهن خود بکاریم. ایده ی موفقیت باید در ذهنمان متولد شود، و قصد و نیت رسیدن به آن را در ذهن خود پرورش دهیم. باید باردار موفقیت شویم.

شگفت انگیز است. تنها کاری که باید انجام دهم این است که به عنوان مثال فکر کنم ثروتمند می شوم و چیزی نخواهد گذشت که او آرزوی من متحقق می گردد!!!

البته نه به این سرعت! فکر به تنها کافی نیست تا شما ثروتمند شوید. شما باید خودتان نیز به سمت چیزهایی که می خواهید حرکت کنید.

موفقیت می خواهید؟ باید به سمت آن حرکت کنید. عشق می خواهید باید به سمت آن حرکت کنید. باید توجه، تمرکز و انرژی خود را به امیالی که دارید بدهید تا قانون جذب آنها را مرتب و ردیف کرده و برایتان متجلی سازد.

اما اگر من تمام انرژی خود را بر روی کار جدیدی که به تازگی آغاز کرده ام بگذارم، چه می شود اگر همه چیز یک مرتبه خراب شود و هیچ چیز درست پیش رود و به نتیجه دلخواهی که می خواهم نرسم؟ و یا در مسائل عشقی مورد لطف و محبت طرف مقابل قرار نگیرم؟

این ها افکاری هستند که ما را از پیشروی به سمت جلو باز می دارند. البته اصلاً اشکالی ندارد که شما طرف منفی قضیه را نیز در نظر بگیرید، اما نباید اجازه دهیم که افکار منفی خط مشی زندگی مان را برایمان تعیین کنند. ما باید بدون توجه به مسائل جانبی به سوی رویاهایمان پیش برویم. همچنان که جلو می رویم ممکن است حتی اشتباه کنیم و به موانع غیر قابل گذری نیز برخورد کنیم اما این نحوه برخورد ما با مشلات و سختی ها هستند که ما را به نتیجه نزدیک تر می کنند و سبب می شوند که سرعتمان نسبت به گذشته بیشتر شود. در مورد شکست چطور؟ شکست چطور می تواند به ما در موفقیت کمک کند؟

برای شروع ابتدا باید متوجه شویم که شکست در حقیقت چه معنایی دارد.

خیلی جالب است طریقه ی محاسبه موفقیت هایی که ما خودمان در زندگی بدست می آوریم و موفقیت هایی که دیگران در زندگی بدست می آورند را با هم مقایسه کنیم. ما از حساب بانکی، متراژ ملک و املاک، حیطه قدرت، و پولدار بودن به عنوان مقیاس موفقیت و شکست استفاده می کنیم اما به واقع معنا و مفهوم موفقیت حقیقی را به درستی نمی دانیم.

شکست و موفقیت مقیاس هایی برای اندازه گیری داشته ها و نداشته ها نیستند، این دو امر را نمی توان با توجه به اندازه ی مایملک تخمین زد و چیزهایی نیستند که با اندازه گیری و نگاه به آنها بتوان در موردشان قضاوت کرد.

در کتاب ناپلئون هیل با عنوان "چگونه پولدار شویم" او در مورد آقای "داربی" و داستان "بکن تا ثروتمند شوی" اینطور می نویسد که: عموی داربی تب طلا می گیرد و به سرزمین وسترن ها می آید تا زمینها را برای یافتن طلا بکند.

او شرط می بندد و با یک بیل و کلنگ آماده به کار می شود. کار خیلی سختی بود اما حرص و هوس او برای طلا زیاد بود.

پس از هفته ها زحمت و مشقت او رگه هایی از سنگ درخشان را پیدا می کند. او نیاز به ماشین آلاتی داشت که سنگ را از اعماق زمین به سطح بیاورند. او به آرامی بر روی حفره هایی که در معدن چال کرده بود، خاک می ریزد. از همان راهی که آمده بود به خانه ای در ویلیامزبورگ، مری لند باز می گردد و جریان را با اقوام و چند تن از همسایه هایش در میان می گذارد و به کمک آنها پول کافی برای خرید ماشین آلات را جمع کرده، دستگاههای مورد نیاز را خریداری می کنند و به مکان مورد نظر انتقال می دهند. داربی نیز به همراه عمویش به معدن می رود و با وی مشغول به کار می شود. اولین ارابه طلا استخراج می شود و به کوره ی ذوب انتقال پیدا می کند. شواهد ثابت می کردد که آنها دارنده یکی از غنی ترین معدن ها در کلرادو هستند! فقط چند ارابه از آن طلا لازم بود که آنها بتوانند تمام بدهی های خود را صاف کنند. بعد مابقی سود کلانی را که بدست می آوردند از آن خودشان بود.

حفاری همین طور پایین تر می رفت! و امید خانواده ی داربی نیز همچنان بیشتر و بیشتر می شد. ناگهان اتفاقی افتاد، رگه ی ایجاد شده از طلا محو شد. آنها به آخر راه رسیده بودند و کوزه ی طلا خالی شده بود. آنها همچنان به حفاری ادامه می دادند و ناامیدانه تلاش می کردند تا اثری از طلا پیدا کنند، اما فایده نداشت.

نهایتاً تصمیم گرفتند که کار را متوقف کنند.

آنها دستگاه هایی را که خریداری کرده بودند تنها به چند دلار به یک خرده فروش فروختند و قطاری گرفتند و به خانه باز گشتند. بعضی از خرده فروش ها احمق هستند اما این یکی نه. او با یک مهندس معدن مشورت کرد تا نگاهی به معدن بیندازد و یک سری محاسبات آماری انجام دهد. مهندس معتقد بود که پروژه به این دلیل بی نتیجه مانده که مالکین معدن با "خط گسل" آشنا نبودند. محاسبات او نشان می داد که می توان آثاری از طلا را تنها 3 متر پایین تر از جایی که داربی ها کنده بودند پیدا کرد. این مکان دقیقاً همان جایی بود که آنها به طلا رسیدند.

مرد خرده فروش توانست با استخراج طلا به میلیون ها دلار پول برسد؛ فقط به این دلیل که می دانست قبل از تسلیم شدن باید با یک متخصص مشورت کند.

خوب آیا این شکست است؟

اگر از نظر داربی ها به این موضوع نگاه کنیم، می توانیم بگوییم که این پروژه شکست خورده چراکه آنها دست از کار کشیدند و رویایشان را فراموش کردند، در حالی که تنها 3 متر با تحقق هدفشان فاصله داشتند؛ اما نمی توان شکست واقعی را در محتوای حقیقی زندگی داربی ها به عنوان مردودیت کامل در نظر گرفت.

می بینید که داربی درس موفقیت را از طریق پافشاری در دوره ی کوتاهی از زندگی خود یاد گرفت و آن را در تمام کارهایی که بعدها تصمیم به انجام آن گرفت به کار برد؛ و در نهایت داربی در رده 50 نفر اولی در جهان قرار داد که در زمان خود بالای چندین میلیون دلار در فروش بیمه ی عمر سود کرد.

پس شکست چیست؟

شکست حقیقی عادت به تسلیم شدن است. این در حالی است که عدم توانایی در ایجاد ایده های نو و اتخاذ تصمیم های جدید به عنوان بزرگترین مانع در راه رسیدن به موفقیت محسوب می شود.

در طول تاریخ در دنیای تجارت و دانش ما از کنار هم قرار دادن اراده و پافشاری به الگوی موفقیت می رسیم. چند میلیون نفر وجود دارند که در دنیا برشکست شده اند؟ چند بار ادیسون و بل آزمایش کردند و شکست خوردند تا به نتیجه ای که دنبالش بودند رسیدند؟

تنها با اشتیاق و ایمان است که می توانیم خود را به نیروی پافشاری تجهیز کنیم. با ایمان است که می توان قانون جذب را احضار کرد و در این حالت است که سفر ما به سمت موفقیت تحقق می یابد.

شما چه قانون جذب را متوجه شوید چه نه، باید عادت فکر کردن به حقایق را از سر بیرون کنید. (مگر اینکه حقیقت همان چیزی باشد که می خواهید به آن برسید)

برای ایجاد تغییر و تحول در شرایطتان باید اراده کنید، آرزوهایتان را در ذهن به تصویر بکشید، و با ایمان و اشتیاق به سوی آنها گام بردارید.

برای رسیدن به موفقیت باید ابتدا هدف خود را درک کنید و بعد به آن ایمان بیاورید.
من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
گام پنج: اگر می خواهی خوب و زود ازدواج کنی، باور کن که ازدواج می کنی
خدایا به امید تو
1ـ این گام پنجم است: اگر می خواهی خوب و زود ازدواج کنی، باور کن که ازدواج می کنی...
2ـ یک دفتر برای باور کردن تهیه کنید... استفاده از جملات پذیرشی تاثیر بسیار زیادی بر باور شما دارد... شما اگر همه ی گام های گذشته را به خوبی برداشته باشید اما باور نکنید که شما هم می توانید خوب ازدواج کنید، مثل این است که هیچ کاری نکرده اید... بنابراین بر باور خود بسیار کار کنید....برای این منظور از جملات پذیرشی مانند این استفاده کنید و در دفتر باور ازدواج تان یادداشت کنید و سعی کنید که از ته دل به این جملات باور پیدا کنید( می توانید از تصاویر رنگی همسران خوشحال و خوشبخت هم برای افزایش باور خود استفاده کنید):
ـ پارسال هزاران نفر همسر دلخواه خود را در شهر خودشان پیدا کردند.
ـ در عرض شش ماه گذشته، هزاران نفر همسردلخواه خود را در شهر خودشان پیدا کردند.
ـ هر روز بیش از پیش مردم همسر دلخواه خود را در شهرشان جذب می کنند.
ـ هر روز افراد بیشتری جفت دلخواه خود را جذب می کنند.
ـ امروز هزاران زوج از مصاحبت و زندگی در کنار هم لذت می برند.
ـ امروز هزاران زن و مرد در کنار مرد و زنی که عاشق انهاست، زندگی می کنند.
ـ هزاران نفر اولین قرار ملاقاتشان را با فردی می گذارند که شریک زندگی دائمی آنها می شود.
ـ این هفته هزاران زوج به عقد هم در می آیند.
ـ و جملات دیگری که با انها رابطه ی بهتری می توانید برقرار کنید و این حس را به شما می دهد که اگر این اتفاق ( یعنی ازدواج مطلوب) برای دیگران به وقوع پیوسته است، پس برای شما هم غیرممکن نیست. این جملات را باور کنید....چون اگر باور نکنید، قانون جذب برای شما کاری نمی کند....
3ـ قدردان و حق شناس باشید: در جای دیگری از دفتر باور ازدواج تان قدردان باشید و برای هر چیزی که در این راستا به دست می اورید، قدردانی کنید.... استفاده از جملات مانند این توصیه می شود:
ـ برای احساس خوب و امیدی که به آینده دارم، متشکرم
ـ برای اطمینان در رسیدن سریع همسرم متشکرم
ـ برای اعتماد به نفس امروز، برای زیبایی و جذابیت امروز و برای انتخاب امروز، متشکرم.
ـ .... و جملات دیگری که حس خوبی به شما می دهد.
4ـ هرچیزی که قانون جذب به شما می دهد، یادداشت کنید: این کار باعث می شود تا اگر زمانی ناامید شدید، دوباره یادتان بیاید که قانون جذب تاکنون برای شما بیکار ننشسته است و کارهای زیادی کرده است. استفاده از این دست جملات توصیه می شود:
ـ این آرامشی که این چند روزه داشته ام، بدون شک از اثرات قانون جذب است. حتما آن دارد کار خودش را می کند که من انقدر آرام و راحتم.
ـ من هدفمند و با تفکر به انسان ها و روابط خودم با آنها نگاه و توجه می کنم.
ـ قانون جذب به من کمک کرد تا امروز گام پنجم این مسیر را بخوانم و انجام دهم.
ـ و جملاتی از این دست، هر چیزی که قانون جذب به شما می دهد، حتما یادداشت کنید.
5ـ آنچه به خواسته ات نزدیک است، گرامی بدار و یادداشت کن
مثال: ـ آرامش امروزم
ـ این که دارم با آدم های مختلفی آشنا می شوم مرا به خواسته ام نزدیک تر می سازد.
ـ امروز خواستگار دارم.
ـ امروز به خواستگاری می روم.
ـ و جملاتی از این دست که نشان دهنده ی نزدیک شدن همسر الهی شماست.
6ـ عبارت " من در روند کار قرار دارم" را به کار ببر
من ترجیح می دهم از این جمله استفاده کنم، چون با آن احساس بهتری دارم. این جمله را اگر می توانید بنویسید، اگر می توانید روزی چند بار تکرار کنید:
ـ من در مرحله ی جذب همسر دلخواهم هستم.
7ـ عبارت " من تصمیم گرفته ام " را به کار ببر
این جمله را اگر می توانید بنویسید، اگر می توانید روزی چند بار تکرار کنید:
من تصمیم گرفته ام به زودی و به خوبی ازدواج کنم.
8ـ عبارت " خیلی اتفاق ها ممکن است، بیفتد " را به کار ببر
مثال: در عرض چند روز آینده خیلی اتفاق ها ممکن است بیفتد تا من با همسر الهی ام آشنا شوم.
9ـ اطلاعات کسب کن، خواسته ات را به چندین بخش تقسیم بندی کن
یادتان هست روز اول از شما خواستم که در باره ی خودتان، خدا و زندگی بنویسید؟.... امیدوارم یادداشت هایتان را نگاه داشته باشید.... در این جا می توانید از آنها استفاده کنید... چون با توجه به دیدی که از خود و زندگی تان دارید می توانید بهتر متوجه شوید که چه باید بکنید که به خواسته تان زودتر برسید....
بنابراین سوالاتی از این دست از خود بپرسید و به دنبال جوابشان باشید:
ـ برای شروع به چه چیزی نیاز دارم؟
ـ رابطه ی آرمانی چه ممکن است باشد؟
ـ چه چیزی بیش از همه مرا به ازدواج ترغیب می کند؟
ـ همسر آرمانی من چه شکلی ست؟
ـ چه باید بکنم که قانون جذب زودتر همسرم را به سویم جذب کند؟
و سوالاتی از این دست که فکر می کنید مسیر را برایتان روشن تر می کند.
10ـ انجام همه ی این کارها، احتیاج به وقت گذاشتن دارد، از کنار آنها بی تفاوت و سرسری رد نشوید... اگر قبلا این کارها را انجام داده اید، با گروه هماهنگ باشید و دوباره هم انجام دهید...
11ـ با افرادی که انرژی مثبت به شما می دهند و قانون جذب را باور دارند، رابطه برقرار کنید.
12ـ این که قانون جذب چطور ممکن است، آن کسی که همسر الهی شماست را به سویتان جذب کنید، هیچ ارتباطی به شما ندارد... شما تنها بگذارید که قانون جذب کار خودش را بکند... دانستن مسیر وظیفه ی شما نیست.... شما فقط خواسته ی خود را بگویید و بس....
13ـ من اکنون در مرحله ی جذب همسر دلخواهم هستم.
14ـ برای چندمین بار یادآوری می کنم، کسانی که تازه برای طرح دعا، ثبت نام می کنند، نام خود را فقط و فقط در پست مربوط به دعا، به صورت عمومی پیام بگذارند... پیام هایی که به صورت خصوصی می گذارید نمایش داده نمی شود و من واقعا فرصت نمی کنم که این لیست را هرروز اصلاح کنم... بنابراین نام خود را به صورت عمومی بگذارید تا دیگران بتوانند نام شما را به لیست اضافه کنند.
15ـ باید ایمان داشته باشیم که به هدفهای خود می رسیم، برای تقویت ایمان خود، آن را به عنوان یک واقعیت بنویسید....
16ـ هیچ قانونی انسان و آرزوهایش را محدود نمی کند، به جز باورش.
من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
گام شش: اگر می خواهی همسر دلخواهت را بیابی، از او بنویس
خدایا به امید تو
1ـ اگر بدانی چه می خواهی، می توانی به آن برسی... این را هنریت کلاوسر در کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد گفته است... بعد از برداشتن گام های تضاد و باور، این گام هم بسیار مهم است، زیرا شما خودتان، ذهنتان را کاملا آماده ی پذیرش همسر دلخواهتان کرده اید، اکنون زمان آن است که او را دقیقا به همان شکلی که می خواهید ترسیم کنید.... باید از او بنویسید... با تمام جزئیات.... نترسید....اگر به اندازه ی کافی برروی نوشته ی خود تمرکز کنید و وقت بگذارید چیزی از قلم نمی افتد... یادتان باشد که شما یک لیست تضاد و وضوح هم دارید که این جا بسیار به کارتان می آید...
2ـ این نوشته ی من از همسر دلخواهم است، برایتان عین آن را می گذارم تا راهنمایتان باشد و از کسانی که قبلا این راه را رفته اند نیز می خواهم نوشته های خودشان را به صورت عمومی بگذارند تا دیگران استفاده کنند.
خدایا، این مشخصات همسر من است، من ایمان دارم تو او را به زودی و به خوبی به خانه ی ما می فرستی و کمک می کنی تا مقدمات عقد و ازدواج ما فراهم شود. خدایا دست به کار شو، من آماده ام....
وضعیت جسمانی: همسرمن قدش حدود .... سانتی متر است. با صورت زیبا و مسحورکننده برای من. چشم هایی که مرا عاشق و دگرگون می کند. می خواهم چشم هایش قهوه ای پررنگ شبیه مشکی باشد. با ابروهایی که خدادادی زیبا و مرتب است. پوست صورتش صاف و دوست داشتنی ست با بینی زیبا و خوش ترکیب و لب هایی بوسیدنی که نه خیلی نازک است و نه خیلی کلفت. می خواهم پوستش کمی تیره تر از من باشد. با صورتی خوش فرم. دوست دارم وزنش متعادل باشد و دست های قوی ای داشته باشد و البته آغوش محکمی. دوست دارم ناخن های دست و پایش زیبا و کامل باشند. برایم مهم است که پاهای زیبایی داشته باشد و صدایش زیبا و دلنشین باشد برایم و البته بدون لهجه ی خاصی صحبت کند و کلمات را به زیبایی و مهارت به کار برد. می خواهم تناسب اندام داشته باشد و ورزش روزانه اش را انجام دهد. بدنش تنها به خوردن مواد مفید عادت داشته باشد و نوشیدنی های مفید مصرف کند و کاملا بدن پاکی داشته باشد. می خواهم موهای بدنش خیلی زیاد نباشد اما موهای سرش پرپشت و زیبا باشد. می خواهم مدام به سرو وضع خود برسد. حتما هرروز به حمام برود، همیشه عطر اغواکننده ای برای من بزند و عرقش بوی نامطبوع نداشته باشد.
وضعیت احساسی: دوست دارم همسرم همه ی این خصوصیات را در حداعلای خود داشته باشد:صادق و راستگو، باوفا، متعادل، باادب و نزاکت، خوش بین، مهربان و احساساتی، قدرشناس، صبور، با شعور، هم فکر، همراه با من، انعطاف پذیر، امیدوار، خودساخته، متعهد و مسئولیت پذیر، از خودگذشته و حامی من و رویاهایم باشد. می خواهم یاد داشته باشد احساسش را نسبت به من بیان کند و هرجا که لازم است اشک بریزد. می خواهم به من ا فتخار کند. به احساسات من توجه کند و بسیار جویای آنها باشد. مرا بیش از هرکسی دوست بدارد و به هر زن دیگری ترجیحم دهد و خواسته های من برایش مهم باشد و به آنها احترام بگذارد و عاشق من باشد و مرا همیشه درک کند و همیشه همراهم باشد و البته روزی چند بار بگوید که چقدر زیاد دوستم دارد....
وضعیت اجتماعی: دوست دارم همسرم این گونه باشد: گرم و صمیمی با رفتاری دوستانه و مودت با همگان. چشم و دل سیر باشد و به هیچ زنی به جز من نگاه عاشقانه نکند. برون گرا و جسور باشد. اهل معاشرت باشد. به جای خود شوخی کند. با فرهنگ باشد. علاقه مند به شاد بودن و حتی گاهی بازی کردن باشد و در میان جمع بدرخشد. به خانواده ا م احترام بگذارد. خانواده ای کم جمعیت، مهربان و صمیمی داشته باشد که مرا به اندازه ی دختر خودشان دوست بدارند و البته تحصیلکرده و بافرهنگ باشد. با عرضه و فعال باشد. اسم و فامیلی زیبا و مناسب برای من داشته باشد. شنونده ی عالی باشد و فردی اجتماعی.
وضعیت فکری / عقلایی: دوست دارم همسرم سنش از یک تا 7 سال بیشتر از من باشد. دارای تحصیلات دانشگاهی بیشتر از فوق لیسانس باشد. در رشته ی کارسازی درس خوانده باشد. ذهن خلاقی داشته باشد و باهوش باشد. درباره ی فرهنگ، دنیا و اتفاقاتی که می افتد نظرات کارشناسی و درستی بدهد. حداقل یک زبان خارجی را به خوبی بداند و صحبت کند. اطلاعات عمومی خوبی داشته باشد. علاقه مند به پیشرفت باشد و زندگی اش هدفمند. دارای شغلی عالی باشد و به آموختن چیزهای تازه علاقه مند باشد.کتاب بخواند، زیاد.
وضعیت جنسی: دوست دارم همسرم از روابط جنسی مکرر حتی در یک روز لذت ببرد. دوست دارم عاشق بدن من باشد و از در آغوش کشیدن من و نوازش کردن من بیشترین لذت ممکن را ببرد. دوست دارم بسیار هات باشد. می خواهم در رابطه ی جنسی حساس و بسیار ماهر باشد و تمام بدن مرا ذره به ذره دوست بدارد و بپرستد و از مشغول بودن با بدن من به بالاترین لذت ها برسد.دوست دارم در رابطه ی جنسی از خودگذشته و فداکار باشد و.... ( حتی می توانید در باره ی سیستم تناسلی همسرتان و این که دوست دارید چه شکلی، چه رنگی و چه اندازه ای باشد نظر بدهید)
وضعیت ارتباطی: دوست دارم همسرم صحبت کردن را دوست داشته باشد و ما همیشه حرفی برای گفتن به همدیگر داشته باشیم. دوست دارم از بودن در کنار هم لذت ببریم و حوصله ام با او هرگز سر نرود. می خواهم کلامش نافذ باشد. نویسنده ی خوبی باشد و برایم گاهی حتی از این اتاق به آن اتاق، نامه و کارت پستال بفرستد. دوست دارم انتقاد پذیر باشد و در مقابل مشکلات و شکایات واکنش مناسب نشان دهد و متمایل به مذاکره و گفتگو در مشکلات باشد و با من از درونش صحبت کند و بگوید که درونش چه می گذرد و اعصاب آرامی داشته باشد و همیشه در مشکلات بهترین راه حل را پیدا کند. در هنگام تصمیم گیری حتما عقیده ی مرا بپرسد و خواسته های من برایش مهم باشد. با شعو ر باشد و البته حافظه ی خوبی داشته باشد.
وضعیت شغلی: دوست دارم همسرم از لحاظ اقتصادی در مرتبه ی عالی باشد و در این زمینه بسیار در مقابل من و خانواده مان مسئولیت پذیر باشد. در کارش سخت کوش باشد و در شغلش بلندپروازی کند و شغلش حتما چیزی باشد که به حال جامعه مفید باشد. دوست دارم سخاوتمند و بخشند باشد و در کارش منظم و سازمان دهنده باشد. وقتی به خواستگاری من می آید حتما ماشین حدود .... میلیونی و یک آپارتمان حداقل .... متری با ... اتاق خواب و یک نمای زیبا و یک آشپزخانه ی بزرگ و .... داشته باشد. آپارتمانی با همسایه های خوب و دوست داشتنی و مفید. دوست دارم شغلش طوری باشد که هر شب حتما به خانه بیاید و در کنار من باشد و در محیط کارش تا جایی که می شود زنی نباشد. دوست دارم روز تولد من، روز زن و سالگرد ازدواجمان همیشه یادش باشد و گران بها ترین هدایا را برایم بخرد. دوست دارم سرمیز غذاخوری مان همیشه گلدونی از گل باشد، گل هایی که همسرم هنگام آمدن به خانه خریده است.
وضعیت رشد شخصی: دوست دارم همسرم به رشد شخصیت و افکار خود علاقه مند باشد. هدفمند باشد. رویاهای همسان با من داشته باشد. کمبودها و نقایص خود را ببیند و در زمینه هایی که عیب و ایرادی دارد، خود را اصلاح کند. کمبود ها و عیوب مرا همیشه با مهربانی و در جایی خلوت که تنها خودم و خودش هستیم به من گوشزد کند. دوست دارم پر از ارزش های انسانی باشد و با من همفکر و همراه باشد.
وضعیت روحی / مذهبی: اعتقاد و ایمان کامل به خدا داشته باشد. نمازش را همیشه با خلوص نیت و حضور دل بخواند. از دعاکردن و تمرکز لذت ببرد. نسبت به تمام موجودات زنده احترام بگذارد. سعی کند تا جایی که به زندگی مان لطمه ای وارد نمی شود به دیگران کمک کند. نگاهش به زندگی و خدا مثبت باشد. خوش بین باشد.
وضعیت علائق و سرگرمی ها: به مسافرت علاقه مند باشد. هر سال حداقل یک سفر خارج از کشور با هم داشته باشیم و مرا به سرزمین های رویایی و زیبای غرب و شرق ببرد و هر سال چندین سفر داخلی هم برویم. دوست دارم از موسیقی لذت ببرد. به هنر علاقه مند باشد. به تفریحاتی مانند سینما، تئاتر و کنسرت علاقه مند باشد.
دیگر ویژگی ها: همسرم مرا در حد پرستش دوست بدارد. من از نظر او زیباترین و جذاب ترین زن دنیا و بهترین مادر دنیا باشم. او به من اجازه دهد که نام فرزندانمان را انتخاب کنم. او پدر فوق العاده ای برای بچه هایمان باشد. او همیشه با احترام در مقابل دیگران با من صحبت می کند حتی زمانی که از من د لخور است. او مرا با همه ی هستی ام می پذیرد و دوست می دارد و هرگز در پی تغییر من مطابق میل خود نیست. او همیشه درک کاملی از من دارد. من هرشب در آغوش گرم او به خواب می روم و صبح در آغوش گرم او از خواب برمی خیزم. همسرم به من کمک می کند تا به رویاهای خود تحقق بخشم درست مثل من که به او در رسیدن به رویاهایش کمک می کنم. او همیشه نسبت به من خوش بین است و هرگز آزادی های فردی مرا از بین نمی برد. او بسیار خوش قول است و همیشه سروقت سرقرار هایمان می رسد.

شما می توانید به این نوشته ویژگی های دیگری که مد نظرتان است اضافه کنید... پیشنهاد می کنم همه نوشته ی خود را این جا به نمایش بگذارند... شاید نکات ریزی در نوشته ی شما باشد که برای دیگران اهمیت دارد اما در حال حاضر به یاد نمی آورند.

3ـ داشتن هدف و آگاه بودن از چیزی که به دنبالش هستید اهمیت زیادی دارد اگر به وضوح بدانید که چه می خواهید عالم آن را فراهم می کند و شما چیزی را که می خواهید به سمت خود می کشید.

4ـ زندگی حقیرانه داشتن خدمتی به دنیا نمی کند، چرا نباید آدم بزرگی باشید؟.... نلسون ماندلا این را گفته است تا من اکنون یادآوری تان کنم... مهم نیست که شما در حال حاضر چه چیزی دارید مهم این است که چه چیزی می خواهید پس برای آدم بزرگی بودن و در کنار آدم بزرگی زیستن خود را مهیا کنید.
5ـ این ها را برای فاطمه پ می نویسم:
این جملات را تکرار کن و یا بنویس و آتش بزن... در روز سعی کن چند بار ا ین کار را انجام دهی به جای تو ، نام او را بنویس و به جای من، نام خود را.
ـ من تو را حالا به بهترین خوبی ها می سپارم. تو مرا دوست داری و با این دوست داشتن من و خودت را به بند کشیده ای اما من برایت آزادی کامل و سلامتی آرزو دارم که از هر نظر به صلاح تو باشد. من آزادم، تو هم آزادی.
ـ تو را آزاد می گذارم تا مسیر خیر و صلاح خود را بیابی. تو را رها می کنم تا به سوی زندگی دلخواه خود بروی. هرکسی که خوشبخت و سعادتمند می شود، برای همه ی اطرافیان خود سعادت و خوشبختی می آورد.
ـ جایی که راه نیست خدا راه می گشاید. قدرت خدا شکست ناپذیر است.
6ـ من در مرحله ی جذب همسر دلخواهم هستم.
7ـ اگر برروی تمرینات تضاد و باور به خوبی کار نکرده اید، این لیست را تهیه بکنید اما یادتان باشد که همیشه کاغذ و قلمی دم دستتان باشد تا هرجایی که به نکته ای رسیدید یادداشت کنید و به لیست خود اضافه نمایید.
8ـ سعی کنید حداقل هفته ای یک بار دعای بخشش را بنویسید و آتش بزنید.
9ـ مراقب افکارتان باشید... یادتان باشد اصلا به شما هیچ ارتباطی ندارد همسر دلخواهتان را خداوند چگونه به سوی شما خواهد کشاند... شما فقط درخواست کنید تا به شما داده شود.

من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
گام هفت : اگر می خواهی با همسر دلخواهت ازدواج کنی، چرخه ی اقبال بساز
خدایا کمکم کن....
1ـ اگر می خواهی با همسر دلخواهت ازدواج کنی، چرخه ی اقبال بساز.
2ـ این گام هفتم است...
3ـ چرخه ی اقبال هم کائنات را متوجه تر می کند که شما چه می خواهید، هم کمک می کند که بیشتر به باور برسید که این همان کسی ست که می خواهم...
4ـ قبل از ساختن چرخه ی اقبال حتما هرگونه رابطه ی نامناسبتان را ترک کنید، هیچ کس خاصی را در ذهن خود راه ندهید، تا آن چیزی که واقعا و از اعماق وجودتان می خواهید خودش را نمایان کند.... به نوشته های قبلی خود مراجعه کنید و تصوری که از همسرتان را دارید مرور کنید.... در چرخه ی اقبال شما به تصویر نیاز دارید، بنابراین وسایلش را مهیا کنید.
5 ـ یک مقوا یا کاغذ رنگی به رنگ قرمز یا صورتی انتخاب کنید ( من صورتی برداشتم چون به من حس بهتری می داد، شما هرکدام که بیشتر با آن احساس نزدیکی می کنید، انتخاب کنید)، یادتان باشد که چرخه تان باید دارای اندازه ای باشد که شما بتوانید بدون در معرض دید دیگران قرار گرفتن آن، هر روز چندین بار به آن نگاه کنید.... این نکته ی مهمی است که چرخه ی شما متعلق به شماست...پس مثل کودکتان از آن مراقبت کنید و نگذارید به دست کسی بیفتد.
6ـ اگر دخترید، در لینک های لباس عروس که در گوشه ی سمت چپ وبلاگ قرار دادم، یک عکس عروس که بیشتر دوستش دارید انتخاب کنید و این عکس را با یکی از عکس های خودتان ادغام کنید... یعنی بدن از آن عکس و سر از شما... سعی کنید حتما این کار را خوب و با دقت انجام دهید که بیشتر برایتان باور پذیر باشد و اگر پسرید همین کار را با عکس یک آقای داماد انجام دهید.
7ـ به یک عکس از یک مکان مقدس نیاز دارید، هرجایی که با آن احساس بهتری دارید، مثل کعبه، حرم ائمه اطهار، یک مسجد یا هر جای مقدس دیگری که دوستش دارید. این عکس قلب چرخه ی شماست.
8ـ در نت کمی بگردید و از کائنات بخواهید که کمکتان کند تا عکس مورد نظر را پیدا کنید، شما نیاز به عکس عروس و دامادی دارید که شما را به یاد خودتان و همسرتان بیندازد... این کار ممکن است چند روزی طول بکشد، خونسرد باشید و به خودتان انرژی منفی ندهید... حتما چنین عکسی پیدا می شود.... اگر لازم است در جاهای دیگر هم می توانید دنبال این عکس بگردید.... عکسی که حس خوبی به شما می دهد و شما می توانید تصور کنید که آن عروس یا آن داماد شما هستید....
8ـ من برای چرخه ی اقبالم چهار عکس داشتم، یکی عکس خودم در لباس عروس، یکی عکس کعبه و دو عکس از یک عروس و داماد در حالت های مختلف که دوست داشتم همسرم شبیه آن مرد باشد و چرخه ی اقبالم یک کاغذ رنگی صورتی بود.
9ـ نکته ی مهم: عکس مکان مقدستان را بر روی کاغذ سفید یا زرد بچسبانید یا پرینت بگیرید بعد به وسط کاغذ صورتی تان منتقل کنید...
10ـ بنابراین، شما اکنون یک مقوای صورتی یا قرمز دارید که در وسط آن یک مکان مقدس هست که روی کاغذ سفید و زرد قرار دارد که بر روی مقوای صورتی شما چسبیده شده است.. سپس عکس خودتان به تنهایی را در بالای مکان مقدس قرار دهید و عکس های دیگر را در زیر مکان مقدس.
11ـ سعی کنید که چرخه تان را زیادی شلوغ نکنید... عکس هایی که از فرد مورد نظر می گذارید شبیه هم باشد، نه این که دو عکس از دو آدم متفاوت... این طوری کائنات گیج می شود...
12ـ بعد از چسباندن عکس ها که بهتر است رنگی باشند، از این جملات و جملات مشابه آنها در چرخه ی خود استفاده کنید...
13ـ در زیر مکان مقدس بنویسید: خدا برای من بهترین ها را می خواهد، قدرت خدا شکست ناپذیر است.
14 ـ و در جای دیگر بنویسید: به یمن جوهر غنی کائنات من (................) هم اکنون با همسر دلخواه و الهی ام در کمال آرامش و آسایش زندگی می کنم و ما عاشق یکدیگریم.
15ـ می توانید جملات دیگر هم بنویسید... هرچیزی که به شما بیشتر احساس باور پذیری داشتن این همسر را می دهد.
16ـ اگر می توانید تصویر ذهنی همسرتان را در چرخه ی اقبال ازدواجتان طراحی کنید... فقط یادتان باشد همه ی تصاویری که در این چرخه به عنوان تصویر همسرتان می گذارید تصویر یک نفر باشد، نه چند نفر.
17ـ جایی که راه نیست، خدا همیشه راه می گشاید.
18 ـ در ساخت چرخه ی اقبالتان دقت کنید و امیدوار باشید.
19 ـ پس از ساخت آن، در جای مناسبی قرار دهید که جز شما کسی آن را نبیند اما هر روز و اگر می توانید روزی چند بار به آن نگاه کنید و خود را در آن شرایط احساس کنید.

من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
گام هشت: می خواهی ازدواج کنی افکارت را اصلاح کن و حسرت نخور
خدایا کمکمان کن...
1ـ این گام هشتم است: می خواهی ازدواج کنی افکارت را اصلاح کن و حسرت نخور.
2ـ تمام این گام ها را برداشته اید، این همه زحمت به خود داده اید، همسرتان را به تصویر کشیده اند، آن وقت ناگهان ته دلتان از خود می پرسید: اگر این مرد یا این زن که آرزوی داشتنش را دارم، مرا به قدر کافی دوست نداشته باشد، چه کنم؟... اگر او از گذشته ی من، از چهره ی من ناراضی باشد، چه کنم؟ اگر من نتوانم به اندازه ی کافی رضایت او را جلب کنم چه کنم؟ و هزار و یک چه کنم چه کنم دیگر که بعضیهایتان عجیب متخصص پرسیدنشان هستید!
3ـ یک راز بزرگ به شما بگویم: همسر الهی و دلخواه شما، شما را با تمام کم و کاستی هایتان می پذیرد، او شما را عمیقا دوست دارد، شما برای او مناسب ترین همسر هستید، او چهره و اندام شما را هرطوری که هستید، دوست دارد، شما او را راضی می کنید... آیا این ها کافی ست تا خیالتان راحت شود و انقدر به خودتان انرژی منفی منتقل نکنید؟
4ـ قبلا هم گفته بودم در توصیف کلامی همسردلخواهتان کاملا دقت کنید... در انتخاب تصویر برای همسرتان کاملا دقت کنید... چرخه ی اقبال را با دقت و با حوصله بسازید... اگر حوصله ی ساختنش را اکنون ندارید اشکالی ندارد، بگذارید تا زمانش برسد.....اما حتما در تک تک اجزای چرخه تان دقت کنید...
5ـ این اصلاح افکار بسیار گام مهمی ست.. زیرا اگر اصلاح نکنید ممکن است تمام تلاش های گذشته ی شما را نابود کند... بنابراین خوب روی خودتان کار کنید تا فکرهای عجیب و غریب را از سرتان بیرون کنید...
6ـ یک راز بزرگتر: حسرت نخورید... اگر متوجه شدید دوستان ازدواج کرده است با حسرت به او نگاه نکنید... نگویید همسرش از سرش زیادی ست... نگویید شایستگی این زندگی را ندارد... با خودتان فکر نکنید که کوفتش شود هرچیزی که دارد!... این افکار مخرب به هیچ کسی جز خود شما آسیب نمی رساند.... پس حسرت زندگی هیچ کسی را نخورید... هرکس هرچیزی در زندگی اش دارد، مبارکش باشد، نوش جانش باشد، خدا بهتر از آن را به ما خواهد داد.... این همیشه یادتان باشد که اگر عادت به حسرت خوردن و حسادت در مورد زندگی و همسر دیگران دارید، باید خیلی تمرین حسرت نخوردن و ریلکس بودن بکنید... پس هر زمانی که به این شرایط برخوردید فقط برای آن شخص دعا کنید که این شرایط مبارکش باشد و بعد دعا کنید که خدا بهتر از این را به شما بدهد... همین و تمام...
7ـ از تجارب چرخه ی اقبال یا اتفاقات دیگری که برایتان در این مسیر افتاده است، برای دیگران بگویید.
8ـ خداوند بلندمرتبه تنها پناهگاه ماست.
9ـ عشق مقاومت ناپذیر خدای درونم، هم اکنون همسر الهی و حقیقی ام را به سویم می کشاند.

من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
گام هشت: می خواهی ازدواج کنی افکارت را اصلاح کن و حسرت نخور
خدایا کمکمان کن...
1ـ این گام هشتم است: می خواهی ازدواج کنی افکارت را اصلاح کن و حسرت نخور.
2ـ تمام این گام ها را برداشته اید، این همه زحمت به خود داده اید، همسرتان را به تصویر کشیده اند، آن وقت ناگهان ته دلتان از خود می پرسید: اگر این مرد یا این زن که آرزوی داشتنش را دارم، مرا به قدر کافی دوست نداشته باشد، چه کنم؟... اگر او از گذشته ی من، از چهره ی من ناراضی باشد، چه کنم؟ اگر من نتوانم به اندازه ی کافی رضایت او را جلب کنم چه کنم؟ و هزار و یک چه کنم چه کنم دیگر که بعضیهایتان عجیب متخصص پرسیدنشان هستید!
3ـ یک راز بزرگ به شما بگویم: همسر الهی و دلخواه شما، شما را با تمام کم و کاستی هایتان می پذیرد، او شما را عمیقا دوست دارد، شما برای او مناسب ترین همسر هستید، او چهره و اندام شما را هرطوری که هستید، دوست دارد، شما او را راضی می کنید... آیا این ها کافی ست تا خیالتان راحت شود و انقدر به خودتان انرژی منفی منتقل نکنید؟
4ـ قبلا هم گفته بودم در توصیف کلامی همسردلخواهتان کاملا دقت کنید... در انتخاب تصویر برای همسرتان کاملا دقت کنید... چرخه ی اقبال را با دقت و با حوصله بسازید... اگر حوصله ی ساختنش را اکنون ندارید اشکالی ندارد، بگذارید تا زمانش برسد.....اما حتما در تک تک اجزای چرخه تان دقت کنید...
5ـ این اصلاح افکار بسیار گام مهمی ست.. زیرا اگر اصلاح نکنید ممکن است تمام تلاش های گذشته ی شما را نابود کند... بنابراین خوب روی خودتان کار کنید تا فکرهای عجیب و غریب را از سرتان بیرون کنید...
6ـ یک راز بزرگتر: حسرت نخورید... اگر متوجه شدید دوستان ازدواج کرده است با حسرت به او نگاه نکنید... نگویید همسرش از سرش زیادی ست... نگویید شایستگی این زندگی را ندارد... با خودتان فکر نکنید که کوفتش شود هرچیزی که دارد!... این افکار مخرب به هیچ کسی جز خود شما آسیب نمی رساند.... پس حسرت زندگی هیچ کسی را نخورید... هرکس هرچیزی در زندگی اش دارد، مبارکش باشد، نوش جانش باشد، خدا بهتر از آن را به ما خواهد داد.... این همیشه یادتان باشد که اگر عادت به حسرت خوردن و حسادت در مورد زندگی و همسر دیگران دارید، باید خیلی تمرین حسرت نخوردن و ریلکس بودن بکنید... پس هر زمانی که به این شرایط برخوردید فقط برای آن شخص دعا کنید که این شرایط مبارکش باشد و بعد دعا کنید که خدا بهتر از این را به شما بدهد... همین و تمام...
7ـ از تجارب چرخه ی اقبال یا اتفاقات دیگری که برایتان در این مسیر افتاده است، برای دیگران بگویید.
8ـ خداوند بلندمرتبه تنها پناهگاه ماست.
9ـ عشق مقاومت ناپذیر خدای درونم، هم اکنون همسر الهی و حقیقی ام را به سویم می کشاند.

من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
12 راه حل بسیار ساده و عملی برای مثبت اندیش بودن
http://nowaroosupload.ir/uploads/13949769151.jpg

آیا نگرش مثبتی به زندگی دارید؟ از این مهمتر، آیا بقیه همین فکر را درمورد شما می‌کنند؟ وقتی اوضاع بر وفق مرادتان نیست، حفظ نگرش مثبت به زندگی کار سختی است. این روزها مقالات و کتاب‌‌های زیادی درمورد مثبت‌اندیشی به چاپ می‌رسد اما خیلی‌ از ما نمی‌توانیم بفهمیم که وقتی کارمان را از دست می‌دهیم، ازدواجمان به طلاق منتهی می‌شود یا فرزندمان دچار مشکل قلبی می‌شود، چطور می‌توانیم رویکردی مثبت به زندگی داشته باشیم. مطمئناً این نیاز به تلاش بسیار زیادی دارد. در زیر به 12 روش مطمئن برای ارتقای وضعیت ذهنی شما و ایجاد رویکرد مثبت در خود اشاره می‌کنیم.

1. از هر روز ممنون باشید.

هر چیزی که به خودتان می‌گویید یا برای آن دعا می‌کنید، باید برای همه چیزهایی که به شما داده شده، مثل محلی برای زندگی، خانواده، کار، لباس، همسایه‌ها، وسیله حمل‌ونقل، تحصیلات، نور خورشید، غذا، سلامتی و آزادی متشکر باشید. حتی اگر فقط بعضی از اینها یا مقدار کمی از آنها را داشته باشید، برای همان مقدار هم باید قدردان باشید.

2. نعمت‌هایی که به شما داده شده را بشمارید.

درکنار قدردانی کلی، نعمت‌ها و فواید شخصی زندگیتان را ببینید. اینها می‌تواند چیزهایی مثل داشتن ذهنی باز، هیکلی زیبا، مبلمان قشنگی برای خانه، زندگی اجتماعی، وقت استراحت، دوستان قابل‌اعتماد، بیمه سلامتی، سرگرمی‌های مختلف و چیزهای زیاد دیگری باشد که فقط زمانی که از شما گرفته می‌شود متوجه آنها می‌شوید. حتی می‌توانید لیستی از آنها تهیه کنید و هر زمان که چیز دیگری به ذهنتان رسید به آن لیست اضافه کنید. بعد زمانیکه احساس ناراحتی داشتید، لیستتان را مرور کنید و همه چیزهای خوب زندگی را به خودتان یادآور شوید.

3. بدون اینکه به کسی بگویید، کار نیک انجام دهید.

هیجان‌انگیز نیست که بدون اینکه به کسی بگویید به او کمک کنید؟ هیجان روی صورت یک مادر تنها که با کلی خرید موادغذایی از طرف فردی ناشناس مواجه می‌شود را تجسم کنید یا لبخند زیبای یک کودک وقتی دوچرخه‌ای که اسم او روی آن نوشته شده را دریافت می‌کند. یک همسایه پیر و ناتوانتان وقتی ببیند اول صبح یک نفر به باغچه او رسیدگی کرده چقدر خوشحال خواهد شد. کارهای خوب زیادی هست که می‌توانید برای هم‌نوعان خود انجام دهید. با این کارها احساس بسیار بهتری به خودتان و دنیای پیرامونتان پیدا خواهید کرد.

4. یک کینه قدیمی را ببخشید.

به دل نگه داشتن یک کینه برای هفته‌ها، ماه‌ها یا سالها، صورت شما را تلخ می‌کند. با فردی که در حقتان بدی کرده تماس بگیرید، چه با ایمیل، چه تلفن یا یادداشت و با الفاظی بامحبت بخشش خود را ابراز کنید. وقتی چنین قدرت شخصیتی از خودتان نشان می‌دهید، احساسی عالی به خودتان پیدا می‌کنید و این در را برای روابط قدیمی به روی شما باز کرده و کمکتان می‌کند احساس خوبی نسبت به رفتارهای سخاوتمندانه خود داشته باشید.

5. بخشش بخواهید.

اگر در حق کسی بدی کرده‌اید اما مغرورانه آن را نمی‌پذیرید، حال زمان طلب بخشش است. با آن فرد تماس بگیرید و پشیمانی خود را ابراز کنید. اگر فردمقابل سخت‌گیری کرد، از او برای اینکه به حرف‌هایتان گوش داده است تشکر کنید و بگویید که باید این موضوع را فراموش کنید. با داشتن رفتاری محترمانه و مودبانه، واکنش طرف‌مقابلتان هر چه که باشد، باز هم عذرخواهی شما باعث می‌شود کینه از دلتان بیرون بیاید. با این کار احساسی بهتر، قوی‌تر و آزادتر خواهید داشت.

6. قدر وسایلتان را بدانید.

آیا تا حالا به کیفیت خوب کفش‌های چرمی‌تان دقت کرده‌اید؟ به مزه عالی کیک سیب خوشمزه مادربزرگ چطور؟ از روکش‌های جدید ماشینتان لذت می‌برید؟ فوق‌العاده نیست که می‌توانید بعد از یک روز سخت کاری روی کاناپه راحت نشیمن دراز بکشید؟

همه این وسایل شاید درمقایسه با چیزهای دیگر کوچک و جزئی به نظر برسند اما به نوبه خود بی‌قیمت هستند و آرامش و راحتی احساسی و جسمی و همچنین غرور و رضایت از داشتن آنها را به همراه دارند. از اینکه می‌توانید کفش‌های چرمی دست‌دوز بپوشید، کیک سیب مادربزرگ را بخورید و در آرامش خانه‌تان استراحت کنید باید خوشحال باشید. خیلی‌ها این امکانات را ندارند.

7. از کسی تعریف کنید.

وقتی احساس بدی دارید، از یک نفر که نزدیکتان است تعریف کنید. گفتن عبارات مثبت و تحسین آمیز درمورد ظاهر، رفتار، سلامتی، یا عملکرد کاری کسی به او کمک می‌کند احساس بهتری پیدا کند و شما هم از اینکه روز آن فرد را زیباتر کرده‌اید، احساس خوبی پیدا می‌کنید.

8. منظره را تحسین کنید.

جایی یک صندلی راحت پیدا کنید و منظره مقابلتان را تحسین کنید. این منظره می‌تواند یک پارک شهری کوچک کنار محل‌کارتان، انبوه درختان در محله یا جاده‌ای زیبا در تعطیلات آخرهفته باشد. مناظر طبیعی استرس و فشار فکری شما را گرفته و به ریلکس شدن شما کمک می‌کنند.

9. چیزی اهدا کنید.

اگر وسیله‌ای در خانه دارید که از آن استفاده نمی‌کنید، آن را به کسی بدهید که به آن نیاز دارد. آدم‌های زیادی می‌توانند از تلویزیون، کامپیوتر، دستگاه آبمیوه‌گیری و خیلی چیزهای قدیمی دیگر شما لذت ببرند. اگر خودتان کسی را نمی‌شناسید که نیازمند باشد، می‌توانید آن را به سازمان‌های مشخص که این وظیفه را بر عهده دارند، بدهید. نتیجه آن باید لبخند روی لبانتان بیاورد.

10. برای کمک به نیازمندان داوطلب باشید.

اگر برنامه‌کاری پرمشغله‌ای دارید، یک بار در سال کمک کردن کردن کافی خواهد بود. درغیراینصورت، سعی کنید هر ماه برای کمک به افراد نیازمند، چند ساعتی وقت بگذارید؛ کارهایی مثل رساندن موادغذایی به در خانه نیازمندان، بردن افراد سالخورده به دکتر و از این قبیل. راه‌های زیادی برای کمک وجود دارد که باعث می‌شود احساس مفید بودن کنید.

11. یک ترانه را با صدای بلند بخوانید.

قبول کنید، وقتی آواز می‌خوانید سخت است که حالتان بد بماند. وقتی احساس ناراحتی کردید، ترانه‌ای را با خود زمزمه کنید.

12. لبخند بزنید.

هر زمان احساس کردید ناراحتید، جلوی آینه بروید و لبخند بزنید. وقتی لبخند مصنوعی خودتان را ببینید مطمئناً خوشتان نخواهد آمد. آنوقت باید آن لبخند را آنقدر تکرار کنید تا همانی شود که خودتان دوست دارید. لبخند زدن قدرتی فوق‌العاده دارد. وقتی به اطرافیانتان لبخند می‌زنید، احتمال اینکه آنها هم در جواب به شما لبخند بزنند بسیار زیاد است و همین مسئله روحیه هر دو شما را بهتر کرده و دوستی بینتان را نیز قوی‌تر می‌‌کند. حتی وقتی مریض، عصبانی یا ناراحت هستید، سعی کنید وقتی دیگران به شما نگاه می‌کنند باز لبخند بزنید. یادتان نرود لبخند مسری است و روحیه‌ای عالی به هر دو طرف می‌دهد.

حال می‌دانید چطور باید رویکردی مثبت پیدا کنید. با تکرار این کارها، روز به روز فرد مثبت‌تری شده و از زندگی خود لذت خواهید برد. سعی کنید نگرش مثبت خود را با دیگران نیز سهیم شوید تا دنیای زیباتری بسازید.

من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
داستان کوتاه: خدا چه می خورد؟

حکایت است که پادشاهی از وزیرخدا پرستش پرسید :

بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه می پوشد ، و چه کار می کند و اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی!!!

وزیر سر در گریبان به خانه رفت ...

وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال دید پرسید که او را چه شده؟

و او حکایت بازگو کرد.

غلام خندید و گفت : ای وزیر عزیز این سوال که جوابی آسان دارد.

وزیز با تعجب گفت : یعنی تو آن میدانی؟ پس برایم بازگو ؛ اول آنکه خدا چه میخورد؟

- غم بندگانش را، که میفرماید من شما را برای بهشت و قرب خود آفریدم. چرا دوزخ را برمیگزینید؟

- آفرین غلام دانا.

- خدا چه میپوشد؟

- رازها و گناه های بندگانش را

- مرحبا ای غلام

وزیر که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد

ولی باز در سوال سوم درماند، رخصتی گرفت و شتابان به جانب غلام باز رفت و سومین را پرسید.

غلام گفت : برای سومین پاسخ باید کاری کنی.

- چه کاری ؟

- ردای وزارت را بر من بپوشانی، و ردای مرا بپوشی و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به درگاه شاه ببری تا پاسخ را باز گویم.

وزیر که چاره ای دیگر ندید قبول کرد وبا آن حال به دربار حاضر شدند

پادشاه با تعجب از این حال پرسید ای وزیر ای چه حالیست تو را؟

و غلام آنگاه پاسخ داد که این همان کار خداست ای شاه که وزیری را در خلعت غلام و غلامی را در خلعت وزیری حاضر نماید.

پادشاه از درایت غلام خوشنود شد و بسیار پاداشش داد و او را وزیر دست راست خود کرد
من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
بیاین با هم دعا کنیم
*****جذب گروهی******
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=773511
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز