سلام. من یه سواله الان دو ساله دارم تازه میخوام بپرسم از بقیه. من وقتی ۳سالم بود پدرم فوت شد و مادرم در ۸سالگیه من با عموم ازدواج کرد. الان یه پسر ۷ساله دارن ولی ۲ساله پیش مادرم باز باردار شد یه پسر توی شکمش بود. مادرم وقتی ۸ و نیم ماهش بود خونمونو فروختیم که قرار شد اواخر خرداد ماه که امتحانای من تموم شد خونه مونو تخلیه کنیم و بریم خونهی جدیدمون اما وقتی اونروز رسید کسی که توی خونهی جدید ما بود میگفت خونه پیدا نکردم و از این حرفا.... بخاطر همین ۲۰ روز بهشون محلت دادیم و ما برای ۲۰ روز خواستیم با مادر بزرگمینا (مادر بزرگ پدریم) یعنی بریم اونجا برای چند مدتی بمونیم تا وقتی ۲۰ روز تموم شد از اونجا بریم. خلاصه دوستان ما رفتیم خونهی مامان بزرگمینا هی این مامانم میگفت مامان بزرگت رفتارش عوض شده مهربون شده باهامون منم میگفتم نه و فلان... بخاطر همین یروز خواستیم با مامانم بریم دکتر گوشیمو زدم روی ضبط با مامانم بیرون رفتیم و مامان بزرگم با ناپدریم که عموم میشد تنها گذاشتیم. وقتی اومدیم خونه گوشیمو دادم مامانم گفتم بیا گوش ببین مادر شوهرت چیچی میگه. وقتی گوش داد مامان بزرگم پشت سر من، اون یکی داداشم که بچهی اول ناپدریم بود، پشت مامان بزرگ مادریم و خود مادرم کلاً همشون حرف زده بود. مادرم خیلی ناراحت شد و بعد ما ۳روز آخر رو رفتیم خونه داییم موندیم که بعد ۳ روز رفتیم توی خونه جدیدمون که پس از یک هفته پسری که توی شکم مادرم بود به علت ناراحتی زیاد فوت شد به حدی که مادرم هم ۲بار بهش شک دادن رحم مادرم هم ۱۸۰ درجه چرخیده بوده. خواستم بپرسم من بچه رو کشتم؟ مامانم میگه تقصیر توئه
من این ماجرا رو مامان بزرگم مقصر میدونم بخاطر همین به داداشم که مرده بود قول دادم که مامان بزرگم هم ...
وااااا چه رویی داری تو دیگه.. شاید کار اون بد بوده پشت سر نشسته حرف زده اما تقریبا همه همین طوریم بازم ازتون پذیرایی میکرده و تو روتون خوب بوده باهاتون، صدا شمارو هم یواشکی ضبط کنن برای خیلیا حرف خواهی زد پس فقط فقط کار تو این وسط بد بوده، اونم با زن حامله
تو بچه بودی مادرت که بزرگتر بود چرا قبول کرد ؟ الانم به خاطر اتفاقی که افتاده دنبال یقه میگرده بگیره ...
الان زن داییم جدیدا به داییم خیانت کرده داییم هم فهمیده کلاً الان اوضاعمون بی ریخته ۲تا زن دایی کلاً جدا باهم دعواشون شده با آجر زدن تو سر هم😂 اون زن داییم که خیانت کرده صبح زنگم زده میگه دست از پا خطا کنی رازت که داداشتو کشتی به بابات میگم تا تیکه تیکهت کنه
دفعه اول دست دختر عمو ۲سالم گرفتم گاز رو روی مامان بزرگم که توی اتاق بود باز کردم که اگر مرد بیوفته تقصیر دختر عموم. دفعه دوم آب تزریق کردم توی پیریز برق که چیزیش نشد. آخرین کاری که کردم توی شکلات سم سوسک تزریق کردم دادمش که باز چیزیش نشد☹
عضوگروه نارنجی🧡تاریخ شروع ۱۰/۲۵🧡وزن اولیه۷۲😬وزن ثانویه ۱۱/۵:۶۹/۸۰۰😎وزن ثالثیه😅 ۶۸/۶۵۰:۱۱/۱۶😉وزن هدف اول ۶۵🔐هدف دوم۶۰🔐هدف نهایی ۵۸🔐💛من موفق میشم،دیگه وقتی عصبی بشم شکلات نمیخورم نوشابه انرژی زا و چیپس و کیک و کلوچه ممنوع🤧😜،،دوستان،کارآگاهان،کنجکاوان تاپیک اول مال من نیستتت من متاهلم چندساله ازدواج کردم