مثلا با همه احوال پرسی میکرد با من نه فقط سلام خالی اول عقدمون
منو ۷ ماه بعد عقد پاگشا کرد و اونجا بهم یه قوری داد و به همه چیزی تعارف میکرد جز من
پشت سر من به عروس و مامانش حرفای الکی زده بود از زبون من در حالیکه من روحمم خبر نداشت و اونا با من قطع ارتباط کردن
دائم به برادرشوهرم میگف ببین شوهر فلانی واسش چیکار میکنه تو نمیکنی و حسابی دعوا داشت با شوهرش
روز عروسیم خودش و مادرش وسط مجلسم دعوا درست کردن
و خیلییییی کارای دیگه