چندروز پیش باشوهرم دعوای بدی کردم صورتمو زخمی کرد روز باش قهر کردم ولی توخونه موندم روز بعدش خواهرش کوچیکه تازه ازدواج کرده بود اومد منم حالم بدبود صورتم زخمی بود روم نشد برم پیشش خودش تنها اومد بدون شوهرش داشتم چایی میریختم یهو بلند شد ورفت
شوهرم میگه تو مقصری تحویلش نگرفتی