یکی بود انقدر پولدار بود بهش میگفتم امپراطور خونه سرایدارشون اندازه خونه بابام بود خونه بابام هم بزرگه ها ویلایی ۱۵۰۰ متر با باغ
هیچی دیگه خواهرم ردش کرد گفت اختلاف طبقاتی زیادی داریم میزنن تو سرت خیلی دعواش کردم
شوهرمم خیلی خیلی پولدار بود ولی برادرش مالرو کشید بالا تازه عروس بودم خونم هیچی نبود باردارهم شدم به معنای واقعی کلمه زیر خط صفر بودیم باهم از اول شروع کردیم خداروشکر الان بد نیست زندگیمون
اون پسر اولیه هم خواهرم میگه فهمیدم معتاده خاک برسرت خودتو هلاکش میکردی