اومدیم خونه برادر شوهرم ..من بعد از دوسال اومدم ،،،خواهر شوهرم زودتر از من اومده بود ... من که اومدم داخل ... اون از اتاق اومد بیرون ولی از جاش تموم نخورد ،،، وایسادم همونجا از دور سلام کرد بعد من چون ی بچه کوچیک دستش بود و تا حالا بچه ش رو ندیده بودم رفتم جلو سمت بچه هه... ولی پشیمونم ..
یعنی اینقد بیشعور آدم
عوض اینکه بیاد ب سمتم حتی دست هم بهم ندادیم
خیلی بیشعوره ...
ولی موقع برگشت تلافی کردم ایستاده بود نگاهش نکردم یعنی ی نگاه سر سری کردم و بصورت کلی گفتم خدافظ
با بقیه گرم گفتم ولی ب این از دور و ب حالت کلی گفتم
ها ها دلم خنک شد