2777
2789
یاد جمله بهنوش بختیاری افتادم میگفت یخ حوض میشکوندم  خوش به حال اون روزامون الان همه به خاطر ح ...

آره👍😜🤣

الان خیلی بد شده خواهری جونم

آدمها ب هم رحم نمی‌کنند

تجمل گرایی بیداد میکنه

وهزاران چیز دیگه

یادش بخیر از چهار چوب در اتاق بالا میرفتم


زندگی پر از پستی بلندی پر از امتحانات جور واجور از بچگی بوده تا الان که هر سنی داریم اما بی هدف که باشی این امتحانات میشه برات یه کابوس یه ترس بزرگ... اما وقتی هدفت مشخص باشه زندگی برات یه رویاس رویایی پر از قشنگی حتی سختیاشم برات لذت بخشه... ✓نیست در لوح دلم جز الف قامت یار، چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم....*دوستت دارم، بی نام نشان* راستی آهای خوشگل خانومی  که داری امضام رو میخونی برای سلامتی و فرج حضرت صاحب الزمان و حاجت دل منم یه صلوات بفرست خیلیییییی ممنون میشم  ♡اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم♡ «اللهم عجل لولیک الفرج» 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یه چرخ و فلکی بود میومد سر کوچمون من و برادرامم زود پول میگرفتیم بریم سوارش بشیم  

زندگی پر از پستی بلندی پر از امتحانات جور واجور از بچگی بوده تا الان که هر سنی داریم اما بی هدف که باشی این امتحانات میشه برات یه کابوس یه ترس بزرگ... اما وقتی هدفت مشخص باشه زندگی برات یه رویاس رویایی پر از قشنگی حتی سختیاشم برات لذت بخشه... ✓نیست در لوح دلم جز الف قامت یار، چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم....*دوستت دارم، بی نام نشان* راستی آهای خوشگل خانومی  که داری امضام رو میخونی برای سلامتی و فرج حضرت صاحب الزمان و حاجت دل منم یه صلوات بفرست خیلیییییی ممنون میشم  ♡اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم♡ «اللهم عجل لولیک الفرج» 
😅😅😅😅 منو آبجیم نوبتی چشمامونو با روسری میبستیم که مثلا چشم بسته همو پیدا کنیم  ز....ت میر ...

یآدم اومد.سیب رو با نخ کاموا از بالای در آویزون میکردم و با دست بسته بهش گاز میزدیم

مسابقه میذاشتیم 😅

آقایون لطفا درخواست ندید 😠

یآدم اومد.سیب رو با نخ کاموا از بالای در آویزون میکردم و با دست بسته بهش گاز میزدیم مسابقه میذاشتیم ...

مسابقه مدرسمون بود همیشه حسرت میخوردیم مارو هم ببرن بالا ولی هیچوقت صدام نزدن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز