نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت
شُکم هنگم
قبل از عید دعواشون بود جنگ داشتن زن و شوهر
خانوم برادرم مهریه میذاره اجرا حساب و ماشین برادرم گرفته میشه
آدم بفرسته برادرمو بخوان بزنن
برادراش زنگ بزنن به خانوادم فحش بدن
خلاصه ک وضعیت خیلی داغون بود
مادر و پدر منم میگفتن خودت انتخاب کردی خودت میدونی
بعد دیدم فامیلای خانومش بردنش خونشون ک آشتی کنید از اول شروع کنید .
دیدیم دیگه خونه نیومد و با خانومش رفته خونش
به ما نمیگفت ما هم نمیپرسیدیم از رفتارش متوجه میشدیم
از دو ماه قبل از عید و اوایل خرداد یا قبلش دقیق یادم نیست دیگه رفتن خونشون
و مسافرت رفتن .
حالا برادرم بهم زنگ زده داری عمه میشی
مگه داریم مگه میشه
مگه بچه الکیه
😭😭😭😭😭
اینم بگم ما از قبل عید خانومشو ندیدیم
میگیم شاید اینجوری دوس داره