من ۲۰ سالم بود و داداشم ۱۱ سالش بود که ابجیم ب دنیا اومد
ب معنای واقعی کلمه فاجعه😐😐😐😐
نمیدونم پدر و مادرم فکر چیو کردن
تا لحظه ای ک توی خونه پدرم قودم اصلا با داداشم نتونستم کنار بیام
الان همین مشکلو ابجیم با داداشم داره نمیتونه باهاش کنار بیاد
خونه همیشه میدون جنگ بود
خودم دوست دارم بچه هام پشت سر هم باشن و بعد از بچه اولم جلوگیری نکنم تا بعدی رو حامله شم