سلام بچه ها من از یکی خوشم امده بود اما ۱۵سال ازم بزرگ تره 😞
وقتی میدیدمش چشاش یه حالت بود انگار چشاش برق میزد خیلی چشماشو دوس دارممممممم
دوس داشتم فقط ب چشماش نگا کنم
یا وقتی کنارم بود یه حس خیلی عجیب داشتم
زمان و مکان از دستم در میرفت وقتی باهاش حرف میزدم
یه ماهه فقط میشناسمش ولی ب عنوان یه رفیق
گفتم من هنو ترونمیشناسم باید بشناسمت گفت تا چه موقع گفتم نمیدونم گفت اوووه شاید هیچ وقت نشناسی
گفت دوس دارم باهام راحت باشی بغل دست دادن برات عادی باشه و...
گفتم من اینا رو نمیتونم گفت پس من اینطور اذیت میشم باهام راحت نیسی و تموم دیگه ب عنوان یه غریبه
باز دیدمش امروز اصلا بهم نگا نکرد نگاهشو ازم گرفت