سلام
الان اومدم اش نذری ببرم برا دوستم
بعد یه موتوری هی اومد رفت ..
من ترسیدم
به من نگاه می کرد هی گفت کوچه گلابی کجاس ؟
منم استرس گرفتم فکر کردم با منه
گفتم چی؟
گفت باتو نبودم اصکل😕
بعد رد شدم همینجوری...
بعد شمارشو گفت گفت زنگ بزن راضیت میکنم
الان استرس دارم، دستام میلرزن به بابام بگم بره پدرشو در بیاره ؟