بله عزیزم خیلی زیاد و همشونو واگذارکردم به خدا
بخاطر کار همسرم یکم حالم بده
اما گریه نکردم یه چند ماهیی
من کلا دیر به دیر میرم خونه ی مادرم چون بی احترامی میکنه. هیچ وقت یه وعده بیشتر نمیمونم و شب هم به هیچ وجه نمیمونم. خودس زیاد خوشی ندیده حسادت داره نسبت بهم بد جور
تک دخترم
با اصرار امشب رفتم خونشون وای چقدر بی احترامی دیدم داشتم منفجر میشدم. از سحر تا حالا دارم گریه میکنم اما نفرینشون نمیکنم