وای همون لباس تنشون بودددد
اگر لایق باشم چشممممم
براش ۹۰ تا صلوات میفرستم
عاقبت بخیر بشه ایشالا
یه چیز عجیب تر بخدا که دارم راست میگم
بچه که بودم شهادت امام هادی بود
قشنگگگگ یادمه
تو کلاسم اهنگ گذاشته بودن منم گفتم اهنگو قطع کنید
۵ سالم اینا بود
خدا شاهده بعد از اینکه اهنگو قطع کردن و من رفتم خونه یکی زنگ زد به خونمون گفت از طرف امام هادی باهاتون تماس میگیرم
سلام کردمو اینا
گفت امام هادی براتون یه هدیه در نظر گرفته کدومو دوست دارید منم گفتم ماشین شارژی
یبار که رفتم بیرون با پدر و مادرم وقتی برگشتم ویدم یه بسته ی بلند تر از قدم جلو دره
خدا شاهدهههه هیچکس از این کارم خبر نداشت
بازش کردم دیدم ماشین شارژیههههه
وایییی که چقدر ذوق کردم
بعدش که برادر دار شدم به نیت اسم پاکشون اسم برادرمو محمدهادی گذاشتیم