از کدوم کاراش بگم
از همون شب عقد. ستور دداد حق ندارید پیش هم بخوابید
بعد عقد که رفتم خونشون 2 ساعت رفتم تو اتاق خوابشون اومد محکم به در کوبید گفت مگه رفتی تو اتاق حجله که بیرون نمیای پاشو بیا بیرون
به پسرش گفت حق نداری جشن بگیری
به پسرش گفت حق نداری با زنت 2 تایی برید مسافرت
تمام خرج خونه را از پسرش میگیره به منکه میرسه میگه نباید خرج کنی. هر چی خاستی به بابات بگو برات بخره
پسرش هم فوق العاده بچه نه نه جوری که اگه گفتم مامانت. میخاد بلند شه دهن منا پر خون کنه
میگه کسی حق نداره از گل کوچکتر به مامانم و خواهرام بگه