ورق برگشت یهو دعوایی شد که اینقدر پیچیده شد نفهمیدیم کی مقصره کی بی گناه
شما قضاوت کنید:)
مادر دختره به پسره گفت چرا تو مراسم با خالت رقصیدی اما با من نرقصیدی
دختره گف چرا دفتر حساب کتاباتو نمیدی به من که من دخل و خرجت دستم باشع
گفتند که یکی میگه پسره رو با به دختر دیگ دیدند
خانواده پسره گفتند ثابت کنید ولی هر روز از کنار دروغ های خانواده دختره به دروغ دیگ میزد بیرون چون اواین دعواشون بود خانواده پسره هی گفتند ما اشتباه کردیم ببخشید و از این حرفا
خانواده پسره با دختره شدند مثل روز اول انگار نه انگار که اینهمه اتفاق افتاده
دختره و پسره هم که انگار دنبال کوچک ترین خطایی از طرف مقابل بودند برای شروع به دعوای دیگه
به نظرتون این زندگی دوباره زندگی میشه این عشق دوباره اون عشق اول میشه؟