واقعا موندم چکار کنم همش انتظار و توقع هر چی درس کردم واسشون ببری همش مادرشوهرم منتظره یا دعوتش کنم یا واسش غذا ببرم از بس من نیستم شوهرم میره خونشون و حرفای الکی میزنه مثلا میگه فلانی واسه مادرشوهرش همه کار انجام میده ی لحظه میخوام راحت باشم یا بچه های خواهر شوهرم میرن و میان یا شوهرم همش میگه بیا خونه مامانم ی بار بخوایم یکم بیریم بیرون شوهرم میره به عالم و ادم میگه بیای یا به مامانش یا داداشش
میدونی چیه خانواده منم عروس رو پیش خودشون میارن ولی کاری به خورد و خوراک و کی رفت کی اومد جی ...
نه بابا همه یکی نیستن از خانواده شما کم پیدا میشه اکثرا کنار خانواده شوهر این مشکلات هست نباید ریسک میکردی ولی اشکال نداره انشالله مستقل میشید و تموم میشه از الان برنامه ریزی کنید برید از اونجا
درسته با دعوا منو نمیبینن. ولی پسرشون بیشتر میچسبانند به خودشون😔😔
پیر نیستن زود برن سفر آخرت
اون لحـظه که آدما باهات کاری میکنن که حالت از سادگـیت بهم میخوره دقیقا همون لحظـه یه آدم دیـگهٔ میشی !ببین من بدترین آدم روی زمین هم که بشم بازم متوجه نمیشم کدوم قسمتش میتونه به تو ربط داشته باشه😏🤞آقایون نامحترم برید به همون خوار و مادرتون درخواست دوستی بدین😡