2777
2789

بدو بدو رفتم خونه ب خواهرم گفتم راست میگه؟؟ گفت اره گفتم انقد نرو نون بگیر 😆 یهو بابام داد زد اخرین بارت باشه میری نانوایی😡😡.. خلاصه گذشت نانوای ما ول کن نبود دو سال گذشت من دیگه اخرای کلاس هفتم بودم ک مامانم گفت پسر خوبیه فامیله نزدیک خودمی بیا تا نشونت کنن خداییش خانواده عالی هستن💜 مامانم ب مامانش گفت ما تا بزرگ نشه نمیزاریم عروسی کنن گفتن باشه... دیگه رفتیم تو دوران نامزدیو این چیزا😆😆 کم کم‌میگفت زودتر ازدواج کنیم🙁🙁 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

  قرار بود عروسی بر پا کنیم ک پسر عمم تصادف کرد🥺 خیلی ساده رفتیم سر خونه زندگیمون ک چند ماه بعدش پدر بزرگم سکته کرد😭


خلاصه الان ۶ ماهه داریم با هم زندگی میکنیم الانم اونور من خوابیده هنوز بیدارش نکردم میخواد بره سر کار  برم بیدارش کنم دیرررش شده😆😆😆

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز