تجربه برداشتن قالب :هسچی دیگه منتظر موندم تا اسمم رو صدا بزنن اینم بگم که من همون روز عمل مش رو در اوردم .وخیییییییلییییی درد داشت
خلاصه رفتم تو ویک خانم جوان اومد و گفت بخواب رو تخت .بعد شرو کرد قالب رو دراوردن اولش یکم احساس فشرگی میکردم ولی بعد راحت در اومد .(یه جورایی مثله دراوردن ژله از قالب میمونه اولش یکم سخته بعد یهویی میاد بیرون )بعد نوبت بخبه ها رسید اونو توقع داشتم یکم بشوزه ولی اصلاااا اینطور نبود راحته راحت ...بعد من لوله سمت چپم گرفتگی داشت بعد که داشت بخیه ها رو میکشید یهوو با تیغ یه کاری کرد و لوله هه باز شد
البته خانمه بهم گفت چرا بینیتو تمیز نکردی این وضعیت بخیه ها اصلا مناسب کشیدن نیست خلاصه بنده خدا یکم تمیزش کرد ولی هنوزم خونین بود بعد هم بهم گفت اینطوری باید چسب بزنی و منم فیلم گرفتم و با یه گوش پاکن گفت که باید سرم شستشو بزنی و بکنیش تو بینیت این یکم حس بدی داشت وقتی رفت تو درد نبودا حس بد بود بعد دکتر اومد بالا سرم یه دستی کشید رو بینیم گفت خوبه قشنگه تو همین حین خانمه خواست ایینه بیاره که گفتم ممنون نه فعلا نمیخوام یواش یواش دکترم گفت خب اره نمیخواد ولش کن ..دیگه منم خوش خرم اومدم بیرون با چشمای مامانم مواجه شدم که اینطوری بود خلاصه نسخمم گرفتم اومدم خونه ..بینیم و تمیز شستم
تامام