سلام مجدد بچه ها من دیروز رفتم مطب برادران برای مشاوره. دخترممم با خودم بردم خلاصه وقتی وارد شدم منشیشون خیلی محترمانه و گرم و صمیمی باهامون برخورد کرد اما همون بدو ورود گفتن که کارتتون رو لطفا بدید😁پرداخت کردم و نشستم و یک نفر خانم میانسال با چسب دیدم که سریع هم رفتن و فرصت صحبت کردن نشد اما بینیشون طبیعی بود و به صورتشون میومد، به خانمی با گچ اومد و فکر کنم شنبه عمل کرده بود و کلا سرشو بالا نگه داشته بود و نمیشد باهاش صحبت کرد و چیز خاصی از زیر گچ پیدا نبود،یه اقای جوون اومدن که سبزه رو بودن و بینیشون چسب داشت و خیلی بنظرم خوب و طبیعی بود و به چهره شون میومد دوماه از عملش میگذشت و ظاهرا بینی فوق العاده گوشتی با پوست چرب داشتن که در حال حاضر راکوتان مصرف میکردن،عکس قبلش تو موبایلش نبود اما تو گوشی منشی بود و به یکی دوخانم اجازه گرفت و نشون داد و پسره گفت اشکال نداره و اصلا بنداز رو اسکرین😁که من تو دلم گفتم ای کاش این کارو میکرد چون من روم نشد بلند شم برم تو گوشی منشی عکس قبل عملش رو ببینم🙈
خلاصه یه خانم دیگه ای هم اومد ترمیمی بود گچ داشت و ورم داشت چیزی معلوم نبود
یه دختر خانم ظریف هم اومد یک و ماه و نیم عمل کرده بود چسب داشت و خیلی بینی ظریف و قشنگ بود انگار بینی خودش بود قبلش هم استخوانی بوده کلا دختره ظریف بود و بینیش هم طبیعی و ظریف خیلی تمیز بود
یک خانمی اومد که دانشجوی پزشکی شهید بهشتی بود سال دوم و من یه لحظه شک کردم از بچه های این گروه باشه اون خانمی که ببا سمانه جون عمل کرد احساس کردم خودشه یکبار عکسشونو گذاشت اسمش رو نمیدونم،خلاصه اون خانمه گچ داشت من ازش پرسیدم ببخشید شما جز بچه های گروهید بعد خیلی توجه نکرد و منشیش بجاش گفت نه ایشون دانشجوی پزشکی شهید بهشتی خانم دکتر اینده هستن وقت گروه ها و اینا رو ندارن خودشون از طریق ....با ما اشنا شدن و اینا 😐😐😐😐😐😐😐بینی ایشون گچ داشت و خیلی ورم داشت جوریکه وقتی رفتن داخل،یه خانم دیگه بلند گفت بینی ایشون خوب نبود اصلا! بعد منشی گفت گچ داره نمیشه قضاوت کرد و اینا...خلاصه وقتی امد بیرون واقعا بینیش از این رو به اون رو شد خیلی تغییر کرد و اون خانمه هم اقرار کرد که واقعا الان خیلی خوب شد
به خانم دیگه هم نسشته بود و قبلا گوشتی بود چسب داشت و خوب جمع شده بود ساده و تمیز بود
راستی من شایلین خانم رو هم دیدم♥️ و ایشون با دقت بیشتر ی با مراجعین صحبت کردن و بینی ها رو از نزدیک نگاه میکردن
دیگه خلاصه این جریان مطب رفتن من با دختر پنج ساله ام بود که خیلی هم ازاد نبودم اما تا تونستم نشستم و از فرصت استفاده کردم
اما در حال حاضر مهم ترین مساله صحبتهای اقای دکتر و تصمیم من برای جراحی بینیه..........
ادامه دارد.....