2777
2789
عنوان

جراحی بینی 3

| مشاهده متن کامل بحث + 5199282 بازدید | 66778 پست
بیشتر پرستاره تو مخه من بود هی تو ریکاوری میگفت بینیت خیلی خشکل شد دیگه خشکل شدی منم با دستم بهش علامت میدادم حال حرف زدن نداشتم. ولی بعد اومدم تو بخش مامانم ولکن نبود سعید سعید سعید سعید سعید

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سحر :))) من دکتر که نیستم عزیز جان چمیدونم :D چیزی که من دیدیم این بود که دکتر بعد کلی حرف زدن باهام گفت خب تموم شد دیگه ؟ گفتم بعله... بعد به اون خانومه کنارم یه چشمک زد اونم دوتا امپول زد بهم...بعدشم سه بار اتاق عمل به طور کامل چرخید دوره سرم...چشامو بستم دیگه هیچی نفهمیدم... حالا مثلن شاید بعضیا رو از طریق استشمام و اینا بیهوش کنن...دیگه نمیدونم فرقش چیه واقعا این قسمتش استرس نداره :D منم دیوونه بودم انقده میترسیم :D :D :D :D
فاطمه ساعت چند اونجا بودی؟ حس کردم یکم ناراحته آره برای منم خیلی زشت بود اما قانع شدم که اونجوری نخواهر ماند. دکتر گفت ارتفاعت رو خیلی کم کردم خیالت راحت گفت من صورتت رو میبینم کوچکه برات تا جایی که شد کار کردم
:))))) حالا پرستاره هی بالا سر من میگفت تو که خوبی دیگه پاشو برو من شب مهمون دارم :))))))) اره منم بینیم گوشتی بود . من 2 هفته دیگه میشه دو ماهم :D ولی میزنم...گفت اگه نزنی شاید شاید شاید یه میلی متری بینیت بیاد پایین...منم خیلی سربالا دوس ندارما...ولی دیگه حالا برعکس نشه بی افته :| بعدن هی بگم واسه این دو هفته بوده :D
سحر بیهوشی خیلی خوبه به خدا. من خیلی راحت بودم خوب هم بهوش اومدم . حالت تهوع به هیچ وجه نداشتم . اصلا نترس راحت ترین قسمتش همین عمل من که دوست دارم هی برم عمل کنم وای سعید دیدی چند نفری صدات میکنن؟ من میخواستم بگم ساکت شین دیگه بهوشم انقدر صدا نزنید با اون عینکاتون شاید هم گفتم فاطمه منو با ماسک بیهوش کرد انگار ماسک خفیف تره .به دکتره گفتم با ماسک بیهوش نکن بهوش میام وسط عمل گفت مگه ما اینجا هویجیم
من ساعت 6 و نیم 7 بود فک کنم .. اره بابا نرگس...باور کن تغییر میکنه....اونم خیــــلی...من از قوس زیاد بینیم ناراحت بودم...که کلی واسم توضیح داد که به خاطر نوک بینیته که الان به طور خیلی غیر معمولی بالاست به خاطر ورم...و واااااقعا دیدم که چ قد اومد پایین و چ قدر بینیم بهتر شد... حالا قوسم اون قدر هم نبوداا...ینی همه میگفتن زیاد نیست...من خودم اصرار داشتم زیاده :D و وااااقعا بیخود :| الان که عکسامو میبینم میگم خداییش اون قدر هم نبود :|
منم همون موقع ها اونجا بودم. چرا ندیدمت برای من خیلی ورم داره خود دکتر هم گفت بسیار بسیار پر ورمی. چقدر فشار دادن درد داشت تو مطب چیزی نگفتم اومدم تو آسانسور های های گریه کردم با اینکه اون موقع دردش رفته بود. بجه ها چکار کنم ورمم کم شه آب کرفس میخورم فشارم خیلی میفته .
ورم ک خر است اره..:D من چای سبز میخورم خیلی راضیم :D یه لیوان صبح یه لیوان شب...توش عسل هم میریزم .. عسل هم واسه جوش خوردن جای زخم و اینا خیلی خوبه...البته الان ک دیگه واسه زخمش اینا واسه من کاربرد نداره ولی واسه ورم چرا... به چای سبز عادت کن ... :) کلاسم داره والا :D :D
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز